کودکان به اندازه بزرگسالان در هنگام مواجهه با خبر مرگ غمگین می شوند اما آن را به روش های مختلف نشان می دهند. آنها یاد می گیرند که چگونه با کپی کردن پاسخ های بزرگسالان اطراف خود غصه بخورند و به بزرگسالان تکیه می کنند تا در غم و اندوهشان به آنها کمک کنند.
کودکان سوگوار چگونه ممکن است واکنش نشان دهند و چه چیزی می تواند کمک کننده باشد؟
کودکان توانایی محدودی در بیان احساسات و افکار در قالب کلمات دارند و تمایل دارند احساسات را با رفتارها به جای کلمات نشان دهند. از آنجایی که کودکان در سنین مختلف اطلاعات را به روش های مختلف جذب و پردازش می کنند، واکنش ها بسیار متفاوت خواهد بود.
واکنشهای زیر رایج هستند و احتمالاً در طول زمان با اطمینان خاطر، تصدیق آنچه اتفاق افتاده و احساساتشان، دادن اطلاعات واضح و متناسب با سن به آنها و رعایت روالهای عادی، برطرف میشوند.
1) افزایش تنش و پریشانی
کودکان تنش، پریشانی یا اضطراب را در بزرگسالان احساس می کنند و ممکن است این را در رفتار خود منعکس کنند. حتی نوزادان احساس می کنند که چیز مهمی گم شده است و ممکن است بیش از حد معمول گریه کنند. کودکان در هر سنی ممکن است بی قرار باشند.
2) به نظر می رسد که واکنشی نشان نمی دهد
کودکان زیر 6 سال نمی دانند که مرگ دائمی است. کودکان نمی توانند احساسات قوی را برای دوره های طولانی تحمل کنند و ممکن است به سرعت وارد دوره ای از غم و اندوه شوند. وقتی به برخی از کودکان گفته می شود که فرد مهمی فوت کرده است، ممکن است بی توجهی کنند و بپرسند “می توانم بازی کنم” یا “چای چی؟” ممکن است شنیده باشند، اما هنوز نمی توانند معنای آن را پردازش کنند. آنها ممکن است بعداً با گریه ناگهانی، طغیان، تغییر در رفتار یا پرسیدن سؤال واکنش نشان دهند.
3) پرسیدن سوال و کشف معنای مرگ
کودکان ممکن است مکرراً بپرسند: “فلانی کی برمی گردد؟” یا “او کجا رفته است؟” حتی اگر به آنها به وضوح گفته شده باشد که چه اتفاقی افتاده است. آنها ممکن است به دنبال فرد گمشده باشند و بنابراین توضیح واضح درباره معنای «مرگ» میتواند کمک کند. کودکان ممکن است بازی هایی را انجام دهند که در آن فرد می میرد یا هنوز زنده است. آنها ممکن است مجذوب مرگ به نظر برسند، درباره مرگ بازی کنند یا بارها درباره آن سوالاتی بپرسند. همه اینها روشهایی هستند که کودکان نشان میدهند که درک خود را از آنچه اتفاق افتاده پردازش میکنند.
4) احساس اضطراب یا ناامنی
وقتی کسی می میرد، احساس امنیت کودک متزلزل می شود. آنها ممکن است نخواهند شما را ترک کنند و به شما بچسبند یا همه جا دنبال شما بیایند. آنها ممکن است طوری رفتار کنند که انگار سن خیلی خیلی پایینی دارند و رفتارهایی را از خود نشان دهند مانند بسیار ساکت یا گریان، عصبانیتهای شدید، مکیدن انگشت شست، تمایلی به انجام کارهایی که قبلاً با اعتماد به نفس انجام میدادند ندارند و یا خیس کردن رختخواب.
سعی کنید روال عادی را رعایت کنید که به آنها کمک می کند احساس امنیت کنند و همچنین در مورد برنامه های روزهای آینده آگاه کنید. به آنها بگویید چه کسی آنها را به مدرسه یا فعالیت خاصی می برد. اگر لازم است که آنها را ترک کنید، به آنها اطلاع دهید که چه زمانی در خانه خواهید بود یا چه کسی از آنها مراقبت خواهد کرد.
کودکان را از تصمیم گیری های ساده ای که بر آنها تأثیر می گذارد، در جریان بگذارید. اگر فردی که فوت کرده بیمار بود، هر گونه ترسی در مورد بیماری (مثلاً مبنی بر ابتلا به آن) برطرف کنید و به او اطمینان دهید که بیمار نیستید و او را ترک نمی کنید.
5) خشم
خشم و سایر احساسات قوی واکنش های طبیعی به اخبار غم انگیز یا تکان دهنده هستند. برخی از کودکان ممکن است نتوانند احساسات خود را درک یا مدیریت کنند و نسبت به فردی که فوت کرده، از خانواده، از خودشان یا به طور کلی از دنیا عصبانی باشند.
به آنها بگوییم که عصبانی بودن آنها قابل درک است اما تا زمانی که به خود یا شخص دیگری صدمه نزنند. راههای ایمن برای رهایی از عصبانیت عبارت اند از: ضربه زدن به بالشتک، ورزش شدید بدنی، جلسات نقاشی نامرتب و یا بیرون رفتن برای فریاد زدن با صدای بلند.
ایده دیگر یک “منطقه امن” است که آنها می توانند برای آرامش به آنجا بروند. این منطقه می تواند گوشه ای آرام با وسایل آشنا باشد که به آنها کمک می کند احساس امنیت کنند.
6) مراقبت از بزرگسالان یا احساس مسئولیت
از آنجایی که کودکان متوجه می شوند که مرگ دائمی است و مرگ برای افراد دیگر از جمله خودشان اتفاق می افتد. ممکن است نقش محافظ را بازی کنند و سعی کنند از بزرگسالان و خواهر و برادرهای خود مراقبت کنند. آنها ممکن است احساس کنند که به نوعی مسئول مرگ بوده اند.
کودکان در سنین دبستان امکان دارد «تفکر جادویی» را در جایی که فکر می کنند «اگر این کار را انجام دهم، پدر برمی گردد» نشان دهند. آنها گاهی برای جبران آنچه اتفاق افتاده رفتار بسیار خوبی از خود نشان می دهند.
7) انکار آنچه اتفاق افتاده یا ریسک کردن
سوگ میتواند طاقتفرسا باشد و تغییرات عظیمی را در کنار سایر چالشهایی که کودکان با بزرگ شدن با آنها مواجه میشوند، به همراه داشته باشد. آنها ممکن است بخواهند مرگ یا شدت احساس خود را فراموش یا انکار کنند. آنهاگاهی با فکر کردن به مدرسه یا فعالیت های اجتماعی به این نتیجه می رسند که “چه فایده ای دارد؟” برخی از کودکان در تلاش برای پس گرفتن کنترل در زندگیشان که در حال حاضر برای آنها بسیار خارج از کنترل است، ممکن است رفتار تکانشی داشته باشند و یا ریسک کنند.
چه راهکارهایی به کودکان داغدار کمک می کند؟
هر کودکی منحصر به فرد است و با مرگ یک فرد مهم به روش خود کنار می آید. هیچ فرمول جادویی وجود ندارد اما راهکارهای کمک کننده عبارتند از:
– دادن اطلاعات واضح، صادقانه و مناسب سن
– اطمینان از اینکه آنها مقصر نیستند و داشتن احساسات مختلف مشکلی ندارند
– نشان دادن این که بزرگسالان مهم در کنار آنها هستند
– وقت آن است که در مورد آنچه اتفاق افتاده صحبت کنید، سؤال بپرسید و خاطره بسازید
– همدردی کردن و اجازه سوگواری
منبع:
https://www.childbereavementuk.org/supporting-bereaved-children-and-young-people
