فرزندپروری از طریق استرس طبیعی؟؟؟؟ اگرچه ما دوران کودکی را دوران بی دغدغه ای از زندگی می دانیم اما بسیاری از کودکان دوره های استرس را تجربه می کنند. مانند بزرگسالان، بچهها میتوانند مضطرب شوند، زیرا تحت تأثیر تعهدات، برخورد با مشکلات اجتماعی، خانوادگی و یا تغییرات مهم زندگی هستند.
به گفته انجمن روانشناسی آمریکا، کودکان به دلایل مختلفی مانند فشار تحصیلی، مشکلات اجتماعی، مسائل خانوادگی و تغییرات قابل توجه زندگی ممکن است استرس را تجربه کنند.
تاثیر سیستم حمایتی کارآمد…
اگر کودک شما سیستم حمایتی کارآمدی داشته باشد و استرس او در محدوده معقول باقی بماند، در واقع می تواند به رشد او کمک کند. بچه ها برای یادگیری مهارت های ارزشمند و داشتن اعتماد به نفس بیشتر باید بر موانع غلبه کنند، بنابراین شما نباید سعی کنید کودک خود را حتی از سطوح عادی استرس محافظت کنید. با این حال، زمانی که استرس مزمن یا بیش از حد شود، می تواند به سلامت روحی و جسمی کودک آسیب دائمی وارد کند. برخی از کودکان نیز به استرس واکنش ضعیفی نشان میدهند، زیرا با یک بیماری زمینهای مانند اضطراب یا اوتیسم سروکار دارند که باید به آن توجه شود.
استرس طبیعی در مقابل استرس مزمن
استرس طبیعی که به کودکان کمک می کند یاد بگیرند و احساس توانایی بیشتری کنند، مدت زمان نسبتا کوتاهی دارد و قابل کنترل است. وقتی بچه ها شروع به مقابله با تجربیات جدید می کنند، با این نوع استرس مواجه می شوند. به عنوان مثال، وقتی کودکی برای اولین بار دوچرخه سواری می کند، قلبش می تپد و پر از تنش عصبی می شود و به این فکر می کند که اگر زمین بخورد چه اتفاقی می افتد، که نوعی استرس است. با این حال، هنگامی که او یاد میگیرد پس از چند تلاش روی دوچرخه تعادل خود را حفظ کند، موجی از شادی و موفقیت را احساس میکند. مغز او به یاد می آورد که چگونه با موفقیت بر ترس هایش غلبه کرد و دفعه بعد که چیز جدیدی را امتحان کرد، احتمالاً آنقدر نمی ترسد.
از سوی دیگر، استرس مزمن یا آزاردهنده باعث می شود که کودکان احساس ضعف کنند تا اینکه قوی تر شوند. این شکل از استرس معمولاً مزمن است (یعنی ماهها یا سالها طول میکشد)، اگرچه ممکن است ناشی از ضربه حاد نیز باشد. استرس سمی اغلب در خانههایی با درگیریهای مکرر یا سوء استفاده از همسر وجود دارد. همچنین میتواند ناشی از قلدری، از دست دادن یکی از عزیزان، فقر، یا موقعیتهای دیگری باشد که برای کودک آسیبدیده خیلی بزرگ است که نمیتواند به تنهایی از عهده آن برآید. کودکان مبتلا به شرایط خاص، مانند اوتیسم یا بیش فعال، استرس شدید مداوم را تجربه می کنند، زیرا آنها فاقد فیلترهای لازم برای مدیریت محرک های طبیعی هستند.
صرف نظر از علت آن، استرس سمی طاقت فرسا و ناتوان کننده است زیرا به بچه ها می آموزد که نمی توانند بر چالش های زندگی خود غلبه کنند. کودکانی که بدون حمایت کافی از بزرگسالان در معرض این نوع استرس قرار می گیرند، معمولاً دچار افسردگی و اضطراب می شوند و عملکرد شناختی آنها کاهش می یابد. تحقیقات نشان میدهد که استرس سمی بیش از حد، ساختار مغز در حال رشد را مختل میکند، که میتواند منجر به مشکلات شدید سلامت روانی کودک در بزرگسالی شود. همچنین با مشکلات سلامت جسمانی در بزرگسالی همراه است.
نکته مهم …
اگرچه هیچ کودکی نباید استرس مزمن را تحمل کند، گاهی اوقات اجتناب ناپذیر است. رویدادهای غیرمنتظره (مانند مرگ یکی از اعضای خانواده، طلاق یا از دست دادن شغل) گاهی اتفاق میافتد، مهم نیست چقدر تلاش میکنیم که محیطی پایدار برای فرزندانمان فراهم کنیم. با این حال، با شناخت علائم استرس مزمن و حمایت از کودک خود برای بازگشت به عقب، می توانید آسیب های ناشی از استرس مزمن را محدود کنید.
شناخت علائم استرس مزمن در کودکان
کودکان خردسال همیشه احساسات خود را مانند کودکان بزرگتر یا بزرگسالان مطرح نمی کنند. کودکان زیر شش سال اغلب فاقد بینش لازم برای درک میزان استرس عمیق خود هستند و ممکن است مهارت های کلامی لازم برای توضیح آنچه آنها را آزار می دهد را نداشته باشند. در عوض، بچههای کوچکتر تمایل دارند خود را از طریق تغییرات رفتاری یا علائم فیزیکی ابراز کنند، از جمله:
- نوسانات خلقی، مانند طغیان عصبانیت غیر قابل توضیح، گریه، بی قراری یا اضطراب جدایی.
- مشکلات تمرکز که به طور ناگهانی ایجاد می شود. (وجود مشکلات توجه مداوم ممکن است نشانه یک بیماری زمینه ای مانند ADHD باشد.)
- کناره گیری اجتماعی (یعنی فرزند شما می خواهد بیشتر وقت خود را در اتاقش بگذراند، یا از دیدن دوستان یا رفتن به مدرسه امتناع می ورزد).
- ایجاد فوبیا، مانند ترس شدید از تاریکی یا ترس از غریبه ها. همچنین ممکن است فرزند شما کابوس های مکرر یا ترس های شبانه داشته باشد.
- تغییرات غیر قابل توضیح در اشتها و/یا الگوهای خواب.
- ایجاد عادات عصبی یا اجباری، مانند بی قراری مداوم، جویدن ناخن یا احتکار اقلام خاص.
- مسائل رفتاری، مانند ایجاد مشکل در مدرسه یا دعوا کردن با خواهر و برادر یا همسالان.
- بیماری های فانتوم که هیچ مبنای پزشکی ندارند، مانند سردردهای غیر قابل توضیح و معده درد.
- شب ادرار و افزایش رطوبت بستر.
اکثر کودکان گاهی اوقات برخی از این علائم را نشان می دهند، اما اگر بیش از سه هفته طول بکشد، باید با پزشک یا روانشناس کودک خود صحبت کنید تا ریشه مشکل را شناسایی کند.
چگونه به کودک خود کمک کنیم تا با استرس مقابله کند؟
علاوه بر صحبت با پزشک یا روانشناس کودک، استفاده از پنج استراتژی زیر می تواند راه طولانی در کاهش سطح استرس کودک شما و آموزش مهارت های مقابله ای سالم به او کمک کند:
۱. مطمئن شوید که برنامه کودک شما واقع بینانه است.
برنامه ریزی بیش از حد به خودی خود می تواند دلیلی برای تنش مزمن باشد، بنابراین در صورت بروز علائم ناراحتی، محدود کردن تعهدات فرزندتان ضروری است. مسئولیت های فوق برنامه او را به یک یا دو فعالیت مورد علاقه تقلیل دهید و مطمئن شوید که او زمان استراحت کافی برای شارژ دارد. در حالت ایده آل، کودک شما باید حداقل یک ساعت (بدون صفحه نمایش) قبل از خواب هر شب و سه تا چهار ساعت برای استراحت در آخر هفته ها داشته باشد. کودک خود را تشویق کنید که به جای اینکه همیشه به دنبال اهداف یا رقابت با دیگران باشد، رها شود و فقط زمانی بازی کند که وقت دارد. گنجاندن وعده های غذایی شبانه بدون عجله در برنامه روزانه نیز می تواند به کودک شما این فرصت را بدهد که بین تعهدات فاصله بیندازد.
2. از کودک خود با یک سبک زندگی سالم حمایت کنید.
فعالیت بدنی منظم، غذای مغذی و خواب کافی همگی برای مدیریت استرس ضروری هستند. خوب غذا خوردن و خوابیدن سطح هورمون های استرس را در بدن کاهش می دهد و در عین حال انرژی لازم برای مقابله با چالش های دشوار را برای کودکان فراهم می کند. فعالیت بدنی به بچه ها کمک می کند تا احساسات منفی را تخلیه کنند و احساس قدرت و توانایی بیشتری داشته باشند.
محدود کردن زمان نمایش و مصرف رسانه های مثبت نیز جنبه های مهم یک سبک زندگی سالم است. بمباران مداوم اطلاعات و تحریک مغز را در حالت هوشیاری بالا نگه می دارد که نوعی استرس است. رسانههای ترسناک، خشونتآمیز یا بیش از حد منفی (از جمله رسانههای خبری) نیز میتوانند تأثیر بسیار مخربی بر سلامت روان کودک شما بگذارند، بهخصوص اگر او در حال حاضر دوران سختی را پشت سر میگذارد. برای کمک به انعطاف پذیری فرزندتان، بیش از یک تا دو ساعت در روز به او وقت ندهید و او را از فیلم های خشونت آمیز و بازی های ویدیویی دور کنید.
3. به کودک خود در مورد علائم استرس آموزش دهید و او را تشویق کنید تا صحبت کند.
در مورد تأثیرات استرس با کودک خود صحبت کنید و به او کمک کنید تا علائم فیزیکی آن مانند ضربان قلب، دست های لطیف یا درد معده را تشخیص دهد. به فرزندتان بگویید که وقتی این علائم را احساس کرد باید با شما صحبت کند، بنابراین می توانید به او اطمینان دهید و به او کمک کنید تا برنامه ای برای مقابله با مسائل در دست اجرا داشته باشد. به او بگویید که اشکالی ندارد زمانی که احساس میکند خسته شده است، دست بکشد و اگر به تعهدات اضافی رضایت ندارد، نه بگوید.
4. سطوح استرس خود را مدیریت کنید.
هیچ کودکی وقتی می داند که والدینش تحت استرس هستند احساس آرامش و امنیت نمی کند. از آنجایی که کودکان برای ایمن نگه داشتن آنها به والدین خود تکیه می کنند، هنگامی که به نظر می رسد والدین آنها با موانع غیرقابل حلی مانند مسائل مالی مزمن یا زناشویی روبرو هستند، به شدت مضطرب می شوند. تا جایی که می توانید، سعی کنید مشکلات بزرگسالان را از کودک خود دور نگه دارید (مثلاً فقط زمانی در مورد آنها صحبت کنید که کودک شما در دسترس نیست). همچنین هرگز نباید جلوی فرزندتان با همسرتان بحث کنید.
اگر دوره پر استرسی را پشت سر می گذارید، با فردی که به آن اعتماد دارید (یا یک درمانگر) صحبت کنید تا استرس خود را با خود به خانه نیاورید. وقتی فرزندتان حضور دارد، تمام تلاش خود را بکنید تا صدا و زبان بدن خود را آرام نگه دارید و مراقبت از خود را به خوبی انجام دهید. وقت گذاشتن برای استراحت یا شرکت در فعالیتهایی که وقتی احساس تنش میکنید از آن لذت میبرید، به فرزندتان میآموزد که چگونه به سیگنالهای استرس خودش به درستی پاسخ دهد.
5. فرزند خود را در جریان نگه دارید.
هنگامی که می دانید در آینده نزدیک تغییر بزرگی رخ خواهد داد، با کودک خود بنشینید و موضوع را به تفصیل در میان بگذارید. به او بگویید قرار است چه اتفاقی بیفتد و چه زمانی اتفاق بیفتد، سپس توضیح دهید که او چه انتظاراتی می تواند داشته باشد در حالی که هر دوی شما در حال حرکت در انتقال آینده هستید. برای مثال، اگر به شهر جدیدی نقل مکان میکنید، باید توضیح دهید که کجا خانه جدیدی میگیرید، آنجا چگونه است و فرزندتان به کدام مدرسه خواهد رفت.
فرزندتان را تشویق کنید تا هر زمان که نیاز داشت سوال بپرسد و به او یادآوری کنید که ترس و دلهره اشکالی ندارد. به او بگویید که مهم نیست چه اتفاقی می افتد، شما آنجا خواهید بود تا مطمئن شوید که او ایمن است و از او مراقبت می شود.
اگرچه حمایت والدین برای عبور بیشتر بچهها از موقعیتهای چالشبرانگیز کافی است، برخی از بچهها به کمک بیشتری برای بازگشت نیاز دارند، بهخصوص اگر با اضطراب اساسی کنار بیایند. اگر مطمئن نیستید که چگونه به فرزندتان کمک کنید تا استرس را مدیریت کند، یا فکر میکنید فرزندتان ضربه روحی را تجربه کرده است، باید برای راهنمایی با یک خانواده درمانگر مشورت کنید.
درمان به کودک شما این امکان را می دهد که مشکلات پیچیده را در یک محیط محرمانه و عینی پردازش کند و به او تکنیک های مدیریت استرس فردی را برای استفاده در خانه ارائه می دهد. از طریق این رویکرد چند وجهی، میتوانید مراقبت و مهارتهای مقابلهای را به فرزندتان بدهید تا به بزرگسالی شاد و انعطافپذیر تبدیل شود.
منبع:
