یک مطالعه بر روی افرادی که به مستعد پرخوری عصبی هستند، نشان داد که یک روش مدیتیشن اسکن بدن به مدت 16 دقیقه میتواند احساسات منفی و تمایل به غذا خوردن را کاهش دهد. این اثر به تمایل شرکتکنندگان به تأمل یا مرزهای بدنی آنها وابسته نبود. این تحقیق در مجله “Mindfulness” منتشر شده است.
پرخوری عصبی، عادت به مصرف غذا برای مقابله با احساسات به جای پاسخ به گرسنگی فیزیکی است. این رفتار معمولاً در پاسخ به استرس، ناراحتی، کسالت یا اضطراب رخ میدهد. در دورههای پرخوری عصبی، افراد معمولاً غذاهای راحت را انتخاب میکنند—غذاهایی که سرشار از چربی و شکر هستند—و اغلب از آنها بیش از حد میخورند. در طول زمان، این عادت میتواند به افزایش وزن و چاقی منجر شود.
اخیراً دانشمندان شروع به بررسی تأثیر مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخوری عصبی کردهاند. مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی رویکرد های روان درمانی هستند که افراد را تشویق میکنند تا به طور غیر قضاوتی بر لحظه حال تمرکز کنند و به آنها کمک میکنند تا استرس، احساسات و رفتارهای خود را به شیوه ای مؤثرتر مدیریت کنند. یکی از این روشها، مدیتیشن اسکن بدن است که شامل تمرکز تدریجی بر روی قسمتهای مختلف بدن برای ارتقای آرامش و آگاهی از حس های فیزیکی میباشد.
درباره تحقیق
نویسنده مطالعه، هومه شیرین و همکارانش به بررسی تأثیر یک جلسه مدیتیشن اسکن بدن بر احساسات منفی و تمایل به غذا خوردن در افرادی که به مستعد پرخوری عصبی هستند، پرداختند. آنها فرض کردند که این روش درمانی میتواند هر دو مورد را کاهش دهد. آنها همچنین فرض کردند که تأمل ورزی (rumination) اثرات این روش مدیتیشن را میانجی گری میکند و اندازه این اثرات به عواملی روانشناختی مانند ذهن آگاهی، آرامش (وضعیت آرامش ذهنی در مواجهه با چالشها)، تفکیک شناختی (توانایی فاصله گیری از افکار ناکارآمد) و آگاهی درون بدنی (توانایی شناسایی، تفسیر و واکنش به احساسات درونی بدن) بستگی دارد.
شرکتکنندگان در این مطالعه شامل 81 بزرگسال بودند که بر اساس نتایج پرسشنامه رفتار غذایی هلندی (Dutch Eating Behavior Questionnaire) به عنوان افرادی با پرخوری عصبی طبقهبندی شدند. از این تعداد، 74 درصد زن بودند. میانگین سنی شرکت کنندگان 27 سال بود و 45 درصد آنها خود را به عنوان افراد اروپایی یا شمال آمریکایی معرفی کردند.
محققان بهطور تصادفی شرکت کنندگان را به دو گروه تقسیم کردند. یک گروه تحت یک جلسه مدیتیشن اسکن بدن به مدت 16 دقیقه قرار گرفتند، در حالی که گروه دیگر به یک ضبط صدا از توصیف مشابهی در مورد سیستم اسکلتی عضلانی انسان گوش دادند. نه شرکتکنندگان و نه محققی که با آنها کار میکرد، از اینکه کدام گروه تحت شرایط تجربی و کدام گروه تحت شرایط کنترل قرار دارند، مطلع نبودند.
قبل از مداخله، شرکتکنندگان در یک مصاحبه شرکت کردند که در آن از آنها خواسته شد تا یک دوره اخیر از پرخوری عصبی را به یاد آورند. هدف از این کار ایجاد یک حالت عاطفی منفی در شرکتکنندگان بود.
آنها همچنین ارزیابیهایی از احساسات منفی (با استفاده از مقیاس احساسات مثبت و منفی)، شدت تمایل به غذا خوردن (با استفاده از زیرمقیاس تمایل پرسشنامه cravings )، ذهنآگاهی (با استفاده از پرسشنامه پنج بعدی ذهنآگاهی)، آرامش (با استفاده از مقیاس آرامش)، تفکیک شناختی (با استفاده از مقیاس تفکیک دراکسل)، آگاهی درونبدنی (با استفاده از ارزیابی چندبعدی آگاهی درونبدنی-2)، مرزهای بدنی درکشده (با استفاده از مقیاس مرزهای بدنی درکشده)، چارچوبهای مرجع فضایی (با استفاده از پیوستار چارچوب مرجع فضایی)، و تأملورزی (با استفاده از فهرست تأملورزی مختصر) انجام دادند. شرکتکنندگان پس از مداخله، ارزیابیهای احساسات منفی و شدت تمایل به غذا خوردن را دوباره تکمیل کردند.
نتایج نشان داد که شرکتکنندگانی که جلسه مدیتیشن اسکن بدن را انجام دادند، کاهش بیشتری در احساسات منفی و تمایل به غذا خوردن از قبل تا بعد از درمان تجربه کردند، در مقایسه با گروهی که تحت فعالیت گوشدادن قرار داشتند. این اثر مستقل از هر یک از عوامل روانشناختی ارزیابیشده در مطالعه بود و توسط هیچ یک از آنها میانجی گری نشد.
نویسندگان این مطالعه در پایان گفتند: «این مطالعه مقدماتی نشان میدهد که مدیتیشن اسکن بدن به طور مؤثری احساسات منفی و تمایل به غذا خوردن را در افرادی که به مستعد پرخوری عصبی هستند، کاهش میدهد. با این حال، تحقیقات بیشتری برای بررسی دقیق تر واسطهها و متغیرهای تعدیل کننده مؤثر بر این اثر لازم است.»
این مطالعه به درک علمی از پتانسیل مداخلات روان درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی کمک میکند. با این حال، روش استفاده شده برای ایجاد احساسات منفی در این مطالعه به یادآوری خاطرات وابسته بود که مشخص نیست این احساسات تا چه حد قوی و پایدار بودند. همچنین، در حالی که این مطالعه تأثیراتی بر احساسات منفی و تمایل به غذا خوردن نشان داد، شواهدی در مورد تأثیر این روش بر خود پرخوری احساسی ارائه نمیدهد.
منبع:
