10 افسانه در مورد غذا خوردن وجود دارد که در این مقاله به آن ها اشاره می کنیم:
۱. خوردن اولویت اول بدن است.
چرا اشتباه است؟
در واقع، نفس کشیدن اولویت شماره یک بدن است. غذا خوردن بدون اکسیژن رسانی خوب دشوار است زیرا با هر بار بلع به طور مختصر راه هوایی را می بندد و سطح اکسیژن ما اندکی کاهش می یابد (یا ممکن است برای سوزاندن هر کالری که دریافت می کنیم لازم باشد سرعت تنفس خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهیم). پایداری پوسچرال (پوسچرال ایستایی به شرایطی اشاره دارد که در حال حرکت نیستید، مانند زمانی که نشسته اید، ایستاده اید یا می خوابید، خودتان را در حالت تعادل نگه می دارید. نمونههایی از وضعیتهای ایستا عبارتند از: ایستادن، نشستن، دراز کشیدن و زانو زدن.) اولویت شماره ۲ بدن است و خوردن اولویت شماره ۳ بدن است. اگر تنفس یا حالت ایستا مختل شود، غذا خوردن سخت می شود
۲. غذا خوردن غریزی است.
خوردن فقط یک میل غریزی در ماه اول است. 3-4 ماه پس از تولد، ما یک سری رفلکس های حرکتی اولیه مانند مکیدن، بلع را داریم و آنها به ما کمک می کنند تا غذا بخوریم زیرا مسیرهایی را برای کنترل حرکتی ارادی در مغز ایجاد می کنند. در پایان ماه پنجم یا ششم زندگی، این رفلکسهای حرکتی اولیه ظاهر میشوند و پس از 6 ماه غذا خوردن یک رفتار حرکتی آموخته شده است.
۳. غذا خوردن آسان است.
چرا اشتباه است؟
غذا خوردن پیچیده ترین وظیفه فیزیکی است که انسان ها درگیر آن هستند. این به همه سیستم های اندام شما نیاز دارد و همه این سیستم ها باید به درستی عمل کنند. علاوه بر این، هر عضله بدن درگیر است (مثلاً لازم است 26 عضله و 6 عصب جمجمه برای یک بلع هماهنگ شود). علاوه بر این، غذا خوردن تنها کاری است که نیاز به هماهنگی همزمان همه 8 سیستم حسی ما دارد. یادگیری، رشد، تغذیه و محیط نیز باید با هم ادغام شوند تا کودک درست غذا بخورد.
۴. غذا خوردن یک فرآیند دو مرحله ای است. ۱: می نشینی، ۲: می خوری.
در یادگیری این فرایند حدود 25 مرحله برای کودکان در حال رشد عادی و 32 مرحله یا بیشتر برای کودکان با مشکلات خوردن وجود دارد.
۵. دست زدن یا بازی کردن با غذا درست نیست.
به غذا دست زدن بخشی از رشد طبیعی فرآیند یادگیری خوردن است. با لمس کردن و بازی با غذا قبل از گذاشتن آن در دهان می توانید چیزهای زیادی یاد بگیرید. این امر یک «بازی با هدف» است که خواص فیزیکی غذا را به کودک می آموزد. آلودگی بخش مهمی از یادگیری غذا خوردن است.
۶. اگر کودک به اندازه کافی گرسنه باشد، غذا می خورد. آنها به خودشان گرسنگی نمی دهند.
این موضوع تقریباً برای 94-96٪ از جمعیت کودکان صادق است. 4 تا 6 درصد دیگر از جمعیت کودکان مبتلا به مشکلات تغذیه، به خود گرسنگی می دهند (اغلب ناخودآگاه). برای اکثر کودکانی که مشکلات تغذیه دارند، غذا خوردن بی فایده و یا دردناک است و هر مقدار گرسنگی برای خوردن آنها کافی نخواهد بود.
۷. کودکان فقط باید 3 بار در روز غذا بخورند.
برای تامین کالری مورد نیاز روزانه، کودکان ممکن است نیاز به خوردن وعده هایی به اندازه بزرگسالان داشته باشند. اکثر کودکان به 5-6 وعده غذایی در روز نیاز دارند تا کالری کافی برای رشد و تکامل کافی دریافت کنند.
۸. اگر کودک غذا نمی خورد، یا مشکل رفتاری یا جسمی دارد.
مطالعات مختلف تحقیقاتی و دادههای مرکز ما نشان میدهد که 65 تا 95 درصد از همه کودکان با مشکلات تغذیه، ترکیبی از مشکلات رفتاری و جسمی را دارند. اگر با یک مشکل جسمی در غذا خوردن شروع کنید، او به سرعت متوجه می شود که غذا خوردن تاثیری ندارد و حتی ضرر دارد و مجموعه ای از رفتارها را برای اجتناب از انجام وظیفه ایجاد می کند. اگر دلیل غذا خوردن فقط با یک دلیل رفتاری یا محیطی شروع شود، وضعیت تغذیه نامناسب یا عدم تجربه شما می تواند به سرعت منجر به مشکلات جسمی شود. بنابراین، ایجاد دوگانگی در تشخیص و درمان مشکلات تغذیه مفید نیست.
۹. برخی از غذاها فقط در زمان های خاصی خورده می شوند (مثلاً غذاهای صبحانه فقط برای صبحانه، غذاهای ناهار فقط برای ناهار، غذاهای میان وعده فقط برای میان وعده، غذاهای شام فقط برای شام) و فقط غذاهای خاص “خوب” در نظر گرفته می شوند.
چرا اشتباه است؟
غذا فقط غذاست. هیچ غذای صبحانه، غذای ناهار، غذای شام، میان وعده وجود ندارد. غذا از پروتئین، کربوهیدرات یا میوه/سبزی تشکیل شده است. برخی از غذاها ممکن است ارزش غذایی بیشتری نسبت به سایرین داشته باشند، اما برچسب زدن به غذاها به عنوان “خوب” یا “بد” یا فقط برای خوردن در یک وعده غذایی خاص برای آموزش نحوه غذا خوردن به کودکان یا کمک به آنها برای ایجاد یک رابطه غذایی سالم مفید نیست. اگر بچه ای بهترین مرغ و نخود را برای صبحانه می خورد، اشکالی ندارد. علاوه بر این، غذاهایی که به اصطلاح «غذاهای ناسالم» نامیده میشوند، در واقع نقش مهمی در زمینهسازی کودکان مبتلا به مشکلات تغذیه برای یادگیری طیف گستردهای از غذاها ایفا میکنند، زیرا مدیریت آنها از نقطهنظر دهانی-حرکتی اغلب آسان است و یا جذابیت حسی بالایی دارند.
۱۰. زمان صرف غذا یک آداب اجتماعی است. کودکان باید در هر وعده غذایی به آداب معاشرت توجه کنند.
چرا اشتباه است؟
در واقع غذا خوردن حرف اول را می زند. آداب معاشرت در رتبه دوم قرار می گیرد. برای آداب خوب، ابتدا باید مهارت های غذا خوردن را آموخت. به بچه های 6 تا 9 ماهه فکر کنید که تازه غذا خوردن را یاد می گیرند و تصور کنید چقدر نامرتب هستند. زمان غذا فرصتی برای یادگیری است، به ویژه برای کودکانی که خوب غذا خوردن را یاد نگرفته اند و ما والدین معلم هستیم. وقتی غذا جالب و جذاب باشد، بچه ها خیلی بهتر غذا می خورند. همچنین، زمانی که مکالمات هنگام غذا بر روی صحبت کردن در مورد غذا متمرکز می شود، بهتر غذا می خورند و بزرگسالان نحوه غذا خوردن را الگوبرداری می کنند و ماهیت غذا را به آنها آموزش می دهند.
منبع:
https://www.dilgem.com.tr/tr/makaleler/yemek-yemek-ile-ilgili-10-efsane/
