چگونه فرزندانمان را طوری تربیت کنیم که مسئولیت انتخابها و تأثیر آنها بر جهان را بپذیرند؟
همه ما می خواهیم فرزندانی مسئولیت پذیر تربیت کنیم و در دنیایی زندگی کنیم که در آن دیگران برای مسئولیتپذیری تربیت شدهاند، جهانی که در آن بزرگسالان از مسئولیتهای خود به عنوان شهروند شانه خالی نمیکنند. همانطور که پسرم در چهار سالگی پارک پر از زباله را بررسی می کرد، گفت: “آیا بزرگترها نمی دانند که باید خودشان زباله هایشان را تمیز کنند؟”
پس چگونه فرزندانمان را طوری تربیت کنیم که مسئولیت انتخابها و تأثیر آنها بر جهان را بپذیرند؟
از کجا شروع کنید؟ در ابتدا شما باید مسئولیت پذیری را امری شادی بخش نه یک امر طاقت فرسا برای فرزندتان بدانید. همه بچهها میخواهند خودشان را بهعنوان فردی مسئولیت پذیر ، قدرتمند و قادر به پاسخگویی به آنچه باید انجام شود، ببینند. آنها برای عزت نفسشان و اینکه زندگیشان معنا پیدا کند به این امر نیار دارند. بچهها نمیخواهند فقط مورد دلسوزی قرار بگیرند بلکه آنها مانند ما نیاز دارند که احساس کنند برای دنیا مهم هستند و زندگی آنها سهم مثبتی در این دنیا دارد.
بنابراین، شما واقعاً نیازی به آموزش دادن به بچهها در جهت اینکه رفتار مسئولانه داشته باشند ندارید.فقط باید به آنها بیاموزید که قدرت مشارکت مثبت را دارند و با آنها برای اینکه این کار را انجام دهند ارتباط موثر برقرار کنید.نکته اصلی این است که بچهها به اندازهای که ما از آنها حمایت میکنیم، مسئول خواهند بود. در اینجا 15 استراتژی روزانه تضمین شده برای افزایش ضریب “توانایی پاسخگویی” فرزندان شما وجود دارد.
1. فرزندتان را با این انتظار بزرگ کنید که همیشه باید خودمان ریخت و پاش هایمان را پاک کنیم.
تا زمانی که فرزندتان این نکته را یاد بگیرد شما به او کمک کنید. اگر بتوانید در رابطه خود با فرزندتان شاد و مهربان باشید و مثلا نگران ریختن شیر نباشید، او آن را سریعتر یاد خواهد گرفت. هنگام برداشتن اسفنج، او را تشویق کنید تا به او کمک کند، حتی زمانی که انجام این عمل آسان تر است. تا زمانی که در مورد موضوعات قضاوت نکنید فرزندتان حالت تدافعی نخواهد داشت و خواهان آن خواهد بود تا به تمیز کردن و بهبود اوضاع کمک کند.
بنابراین وقتی کودک نوپایتان شیرش را میریزد، همانطور که یک دستمال کاغذی به او میدهید و خودتان یکی را بردارید، بگویید: “اوه، شیر ریخت. اشکالی ندارد. ما میتوانیم آن را تمیز کنیم.” وقتی کودک پیش دبستانی کفش هایش را سر جای خود نمی گذارد، آنها را به او بدهید و از او بخواهید آنها را در جای خود بگذارد و با مهربانی بگویید “ما همیشه وسایل خود را مرتب می کنیم.”
2. بچه ها به فرصتی برای کمک به افراد نیاز دارند.
همه بچه ها به نحوی به طور منظم به ما کمک می کنند. آن راهها را پیدا کنید و دربارهشان نظر بدهید، حتی اگر متوجه شوید که او با برادر کوچکش مهربان است یا از آواز خواندن او لذت میبرید. هر رفتاری را که تصدیق کنید رشد خواهد کرد. همانطور که فرزندان شما بزرگتر می شوند، مشارکت آنها در داخل و خارج از خانواده می تواند به طور مناسب افزایش یابد. کودکان باید دو نوع مسئولیت را فراگیرند: مراقبت از خود و کمک به بهزیستی خانواده. تحقیقات نشان میدهد که بچههایی که در خانه کمک میکنند در موقعیتهای دیگر نیز بیشتر از سایر کودکان کمک کننده هستند.البته، نمی توانید از آنها انتظار داشته باشید که یک شبه نگرش کمک کنندهداشته باشند. باید به طور پیوسته مسئولیت پذیری به روش هایی که مناسب سن آنهاست افزایش یابد.
3. به یاد داشته باشید که هیچ بچه ای نمی خواهد “کارهای خانه” را انجام دهد.
به همان اندازه که نیاز دارید ساختار، حمایت و کمک عملی کنید در عین حال کار را سرگرم کننده کنید، از جمله در صورت لزوم، با او بنشینید و در سی بار اول که او کار را انجام دهد، کمک کنید. بدانید که این کار بسیار سخت تر از انجام آن توسط خودتان خواهد بود. به خود یادآوری کنید که در این کارها لذت وجود دارد در نهایت، او این وظایف را به تنهایی انجام خواهد داد. اگر از آنها لذت ببرد، آن روز خیلی سریعتر خواهد آمد.
4. همیشه به کودکان اجازه دهید به شما کمک کنند حتی زمانی که بخش عمده ای از کار به عهده شما است.
کودکان نوپا شدیداً میخواهند بر دنیای فیزیکی خود مسلط شوند، و وقتی ما از آنها برای انجام این کار حمایت میکنیم، مسئولیت پاسخگو بودن را بر عهده میگیرند. بنابراین به جای عجله در فهرست کارهای خود، چارچوب را مجدداً تنظیم کنید. شما با فرزندتان کار می کنید تا به او کمک کنید رضایت از مشارکت را کشف کند و این امر مهمتر از انجام سریع یا عالی کارها است. توجه داشته باشید که شما نیز با هم رابطه خوب برقرار می کنید و این همان چیزی است که بچه ها را تشویق می کند تا به مشارکت ادامه دهند.
5. به جای دستور دادن، سعی کنید از فرزندتان بخواهید که افکارش را به عمل تبدیل کند
به عنوان مثال، به کودک پرهیجان صبحگاهی، به جای فریاد زدن «دندانهایت را مسواک بزن! آیا کولهپشتی ات را برداشتی؟ نهارت را فراموش نکن!»، میتوانید بپرسید: «کار بعدی که باید انجام دهید تا برای مدرسه آماده شوید چیست؟» ؟”
هدف این است که آنها را صبح به صبح بر روی لیست خود متمرکز کنید تا زمانی که آن را درونی کنند و شروع به مدیریت وظایف صبحگاهی خود کنند.
6.روال و ساختار را ارائه دهید.
ساختارها به دلایل زیادی در زندگی کودکان حیاتی هستند، که مهم ترین آنها این است که به کودکان فرصت های مکرر می دهد تا از طریق یک سری وظایف وسوسه کننده، خود را مدیریت کنند. اول، آنها به روال قبل از خواب و تمیز کردن اسباب بازی ها و آماده شدن در صبح تسلط دارند. سپس عادات مطالعه موفق و عادات نظافت را ایجاد می کنند. در نهایت، مهارت های اساسی زندگی را از طریق تکرار کارهای روزمره خانگی مانند شستن لباس یا درست کردن وعده های غذایی ساده یاد می گیرند.
7. با استفاده از جبران به جای تنبیه، به فرزند خود بیاموزید که مسئولیت تعامل خود با دیگران را بر عهده بگیرد.
وقتی دخترتان احساسات برادر کوچکش را جریحه دار کرد، او را مجبور به عذرخواهی نکنید. او قصدش این نیست و این عمل به او کمکی نمی کند. ابتدا به احساسات او گوش دهید تا به او کمک کنید تا احساسات درهم تنیدهاش را حل کند. سپس، هنگامی که او احساس بهتری پیدا کرد، از او بپرسید که چه کاری می تواند انجام دهد تا اوضاع بین آنها بهتر شود. شاید او آماده عذرخواهی باشد یا ترجیح می دهد با خواندن داستانی برای او، کمک برای چیدن میزش و یا با به آغوش گرفتنش اوضاع را با او ترمیم و جبران کند. این عمل به کودکان می آموزد که رفتار آنها با دیگران هزینه دارد و آنها همیشه در صورت آسیب رساندن مسئول جبران کردن هستند.
اگر فرزندتان در برابر جبران مقاومت کند چه؟
این امر ناشی از رنجش است، فرزند شما احساس می کند که صدمه دیده یا آزرده شده است و بنابراین روند جبران را شروع نمی کند زیرا احساس می کند اقدامات او به دلیل نارضایتی های گذشته درست بوده است.در این وضعیت چه کار کنیم؟ از همین امروز با ایجاد اعتماد، گوش دادن به ناراحتی های فرزندتان و تصدیق آن احساسات قدیمی شروع کنید. این کار به فرزندتان نشان میدهد که شما به آ« اهمیت میدهید، او تنها نیست و میتواند آن احساسات قدیمی را احساس کند و از آنها عبور کند. اما همزمان که از فرزندتان برای التیام ناراحتی های گذشته اش حمایت می کنید، اصرار کنید که تعاملات فعلی را ترمیم کند.
8. از فرزند خود برای کمک به پرداخت هزینه کالاهای آسیب دیده حمایت کنید.
اگر بچه ها کمک هزینه خود را برای کتاب های گم شده و تلفن های همراه، پنجره های شکسته شده توسط توپ بیسبال خود، یا ابزارهایی که رها کرده اند تا زنگ بزنند، پرداخت کنند، احتمال تکرار تخلف بسیار اندک می شود.
9. برای نجات فرزندتان از شرایط سخت عجله نکنید.
برای حل مشکل در دسترس باشید، به او کمک کنید احساسات و ترسهایش را حل کندو مطمئن شوید که او نه تنها از دشواریها عبور می کند بلکه به او اجازه دهید خودش مشکل را حل کند، خواه مستلزم عذرخواهی باشد یا اصلاح و جبران.
10. الگوی مسئولیت و پاسخگویی باشید.
در مورد انتخاب های مسئولانه ای که انجام می دهید صریح باشید:
“حمل این زباله ها تا رسیدن به ماشین سخت است، اما من سطل زباله نمی بینم و هرگز زباله نمی ریزیم.”
“این تابلو می گوید که پارکینگ برای افراد دارای مشکلات فیزیکی در نظر گرفته شده است، بنابراین ما نمی توانیم آن مکان را بگیریم.”
به قول هایی که به فرزندتان داده اید عمل کنید و بهانه نیاورید. اگر به قول هایتان عمل نمیکنید پس چرا او باید مسئول عمل به وعدهها و توافقهایش با شما باشد؟
11. هرگز به کودک خود برچسب “بی مسئولیت” نزنید
هرگز به فرزند خود برچسب “غیر مسئولیت پذیر” نزنید، زیرا نگاه ما به فرزندانمان همیشه یک پیشگویی خودسازنده است. در عوض، مهارت هایی را که برای مسئولیت پذیری نیاز دارد به او بیاموزید.
12. به کودک خود بیاموزید که یک برنامه مکتوب تنظیم کند.
ممکن است زیاده روی به نظر برسد، اما در زندگی پرمشغله ما در قرن بیست و یکم، همه بچه ها باید تا دبیرستان به این مهارت تسلط پیدا کنند وگرنه به سادگی همه چیز را انجام نمی دهند. از تعطیلات آخر هفته در دوران راهنمایی شروع کنید، یا زودتر، اگر برنامه آنها زیاد است. کافی است یک تکه کاغذ بردارید، ساعتهای روز را در سمت چپ فهرست کنید و از فرزندتان بپرسید که این آخر هفته چه کاری باید انجام دهد. اکثر بچه ها متوجه می شوند که این کار باعث می شود سطح استرس آنها پایین بیاید، زیرا آنها می دانند که چه زمانی همه چیز انجام می شود. مهمتر از همه، به آنها می آموزد که زمان خود را مدیریت کنند و در قبال تعهدات خود مسئولیت پذیر باشند.
13. همه بچه ها به تجربه کار کردن با دستمزد نیاز دارند.
همه بچه ها به تجربه کار کردن با دستمزد نیاز دارند که به آنها مسئولیت واقعی در دنیای واقعی را می آموزد.
14. یک خانواده بدون سرزنش ایجاد کنید.
همه ما، به طور خودکار، میخواهیم وقتی همه چیز اشتباه میشود، کسی را مقصر بدانیم. گویی رفع سرزنش ممکن است از تکرار مشکل جلوگیری کند یا ما را از مسئولیت سلب کند. در واقعیت، سرزنش همه را در حالت تدافعی قرار میدهد و بیشتر موجب مراقبت از خود و حمله به جای جبران میشود. این دلیل شماره 1 است که بچه ها به والدین خود دروغ می گویند. بدتر از آن، وقتی بچهها را سرزنش میکنیم، همه دلایلی را پیدا میکنند که واقعاً تقصیر آنها نبوده است – حداقل در ذهن خودشان – بنابراین کمتر احتمال دارد که مسئولیت را بر عهده بگیرند و احتمال تکرار مشکل بیشتر است.
منبع:
