افرادی که مهارت های اجتماعی دارند، در برخورد با دیگران بسیار مطمئن تر هستند. این مهارت، به ویژه در زندگی حرفه ای مزیت هایی دارد. مهارت اجتماعی طیف وسیعی از ویژگی های شخصی را در بر میگیرد که باعث سهولت در کنار آمدن با دیگران می شود. خبر خوب این است که این ویژگی های مطلوب را می توان بعداً در زندگی پرورش داد. در ادامه توضیح می دهیم که چگونه امکان پذیر است.
منظور از کفایت اجتماعی چیست؟
کفایت اجتماعی یکی از مهارت های به اصطلاح نرم است. برخلاف مهارتهای سخت، ویژگیهای اجتماعی را نمیتوان با نمرات یا مدرک سنجید. شایستگی اجتماعی فقط در تماس مستقیم بین فردی خود را نشان می دهد. افراد دارای شایستگی اجتماعی توسط اطرافیانشان به عنوان افرادی دوست داشتنی، قابل اعتماد و اجتماعی تلقی می شوند.
علاوه بر این، شایستگی اجتماعی برای به کارگیری موفقیت آمیز دانش تازه کسب شده ضروری است. یادگیری چیزی به صورت تئوری آسان است. مهارتهای شما تنها زمانی واقعاً مفید واقع میشوند که با افراد دیگر تعامل داشته باشید. بنابراین شایستگی اجتماعی چیزهای زیادی در مورد پتانسیل یک فرد می گوید.
اگر کفایت های اجتماعی لازم وجود نداشته باشد، برقراری ارتباط با دیگران دشوار می شود. با این حال، مورد دوم برای دستیابی به اهداف شخصی و حرفه ای ضروری است.
بنابراین کفایت اجتماعی مترادف با همدلی و هوش اجتماعی است. اگر این مهارت ها را دارید، همیشه می توانید حتی در شرایط بحرانی واکنش مناسب نشان دهید.
عناصر کفایت اجتماعی
شایستگی اجتماعی بر چهار عنصر اساسی زیر استوار است:
- برخورد با خود (که به آن کفایا شخصی نیز گفته می شود).
- برخورد با افراد دیگر
- مشارکت
- مدیریت افراد
عنصرهای سازنده اساسی فردی به نوبه خود شامل ویژگیهای مختلفی مانند مسئولیتپذیری شخصی، توانایی کار در تیم، اعتماد به نفس یا متقاعدسازی است. به سختی می توان مهمترین مهارت های اجتماعی را نام برد. اینکه کدام مهارتها سودمند هستند همیشه به زمینه (حرفه) بستگی دارد.
۸ مهارت اجتماعی
با این وجود، میخواهیم شش مهارت اجتماعی مهم را در زیر بررسی کنیم که اساساً همیشه مفید هستند:
۱. مهارت های ارتباطی
مهارتهای ارتباطی توانایی فرمولبندی حقایق بهطور واضح و مختصر بهطوری که جایی برای سوء تفاهم یا حدس و گمان باقی نماند، می باشد. مهم این است که هیچ کس از اظهارات شما آسیب نبیند یا نادیده گرفته نشود. از آنجایی که اطرافیان شما احساس میکنند توسط شما درک میشوند، به احتمال زیاد از پیشنهادات (یا دستورالعملهای شما) پیروی میکنند.
مثال: به عنوان یک سرپرست، می توانید به طور دقیق به کارمندان خود ضرورت فرآیندهای کاری را که در نگاه اول دست و پا گیر یا حتی بی ربط به نظر می رسند توضیح دهید.
۲. توانایی کار در یک تیم
تقریباً در هر آگهی شغلی، از متقاضیان انتظار می رود که بتوانند به عنوان معیار استخدام به صورت تیمی کار کنند. یک دلیل کاملاً خوب برای این وجود دارد: جایی که افراد زیادی گرد هم می آیند – همانطور که در اکثر شرکت ها وجود دارد – باید مصالحه کرد. برای دستیابی به بهترین نتیجه ممکن باید زمینه مشترکی پیدا کرد.
توانایی کار در یک تیم به معنای کار با یکدیگر به جای مقابله با یکدیگر است. حتی در صورت اختلاف نظر، افرادی که قادر به کار در یک تیم هستند همیشه به یکدیگر احترام می گذارند. آنها به جای رقابت با یکدیگر به هم کمک می کنند.
مثال: متوجه می شوید که یکی از همکاران در محل کار با یک پروژه جدید دست و پنجه نرم می کند. به جای اینکه ناراحتی او را نادیده بگیرید و فقط روی کار خود تمرکز کنید، به او کمک می کنید.
۳. توانایی انتقادی
هیچ کس منحصراً ستایش را درو نمی کند. این کاملا طبیعی است. آنچه در رابطه با اقتدار شما مهم است نحوه برخورد شما با انتقاد است. شایستگی اجتماعی با این واقعیت مشخص می شود که شما به انتقاد به عنوان یک حمله شخصی نگاه نمی کنید، بلکه آن را فرصتی برای رشد می بینید. برعکس، شما همچنین باید به طور عینی نکات انتقادی را برای افراد دیگر بیان کنید.
مثال: شما یک ارزیابی دریافت می کنید که فکر می کنید نادرست است. البته شما می توانید و باید این را بر اساس آن بیان کنید. با این وجود، پرداختن به نکات انتقادی منطقی است: آیا ممکن است حقیقتی در پشت آن وجود نداشته باشد – شاید فقط به شیوه ای ناگوار بیان شده باشد؟ چه چیزی را می توانم تغییر دهم تا دیگر چنین تصوری ایجاد نشود؟
۴. همدلی
همدلی یعنی توانایی درک عاطفی با افراد دیگر. شما می توانید درک کنید که چرا یک فرد به روش خاصی عمل می کند حتی اگر عمل در ابتدا غیر منطقی به نظر برسد. افراد همدل می توانند به حالات عاطفی همنوعان خود پاسخ مناسبی بدهند و به آنها جسارت جدیدی بدهند.
مثال: متوجه می شوید که یکی از کارمندان شما تمرکز ندارد و اشتباه می کند. به جای اینکه به او توبیخ شدید یا حتی تذکر بدهید، سعی می کنید دلایل عدم تمرکز او را بیابید. در یک گفتگوی شخصی متوجه می شوید که اخیراً یک فوتی در خانواده کارمند رخ داده است. سپس تسلیت می گویید و در محل کار تسکین می دهید.
۵. کاریزما
آن دسته از افرادی را می شناسید که به محض ورود به اتاق، کل اتاق را با حضور خود درخشان می کنند؟ در این مورد، از یک کاریزمای برجسته صحبت می شود. افراد کاریزماتیک موفق می شوند در یک چشم به هم زدن دیگران را جذب کنند و ایده هایشان را به آنها القا کنند. این یک جاذبه به ظاهر جادویی است.
مثال: یک کارمند جدید در بخش شما شروع به کار می کند. او بلافاصله در بین همه همکاران و مافوق محبوبیت دارد و اغلب از او مشاوره می خواهد. تقریباً همه همکاران از شیوه فرد الهام گرفته و سعی در برقراری ارتباط دارند.
۶. قاطعیت
قاطعیت به معنای اجرای اعمال خود با زور و نیروی (کلامی) نیست. بلکه در مورد متقاعد کردن افراد دیگر با استدلال های قوی است. افراد قاطع با قدرت زیاد اهداف خود را دنبال می کنند و اجازه نمی دهند حتی با مشکلاتی که پیش می آید از مسیر خود منحرف شوند.
مثال: شما می خواهید کسب و کار خود را راه اندازی کنید و برای کمک هزینه درخواست می دهید. شما می دانید که ایده کسب و کار شما باید کاملاً قانع کننده باشد تا بتوانید کمک هزینه دریافت کنید. با یک طرح کسب و کار درست برای مصاحبه آماده می شوید. شما با قاطعیت از ایده خود دفاع می کنید تا بتوانید همه افراد را متقاعد کنید.
۷. گوش دادن فعال (Active Listening)
بسیاری از افراد تصور می کنند ارتباطات تنها به معنای خوب صحبت کردن است، در حالی که نیمی از ارتباط موثر، توانایی شنیدن است. گوش دادن فعال یعنی تمرکز کامل بر گوینده، درک پیام او، پرهیز از قضاوت زودهنگام و بازخورد دادن. وقتی فعالانه گوش می دهید، به جای اینکه در ذهن خود به دنبال آماده کردن جواب باشید، تلاش می کنید احساس و منظور دقیق طرف مقابل را درک کنید.
مثال: همکار شما از حجم بالای کار و فشار روانی شکایت دارد. به جای اینکه فوراً بگویید «من هم همین طورم» یا نصیحت کنید، با دقت گوش می دهید و می گویید: «به نظر می رسد این پروژه جدید واقعاً تو را تحت فشار گذاشته و خسته ات کرده است، درست می گویم؟» این کار باعث می شود او احساس کند درک شده است و اعتماد عمیق تری بین شما شکل بگیرد.
۸. ارتباطات غیرکلامی و زبان بدن (Body Language)
کلماتی که به زبان می آورید تنها بخشی از پیام شما را منتقل می کنند. لحن صدا، تماس چشمی، حالت چهره و نحوه قرارگیری دستها و بدن (زبان بدن) تأثیر بسیار زیادی بر نحوه برداشت دیگران از شما دارد. داشتن زبان بدنِ باز و دوستانه، شایستگی اجتماعی شما را در نگاه دیگران دو چندان می کند.
مثال: شما در حال ارائه یک پیشنهاد در جلسه مدیران هستید. به جای اینکه دست به سینه بایستید و به زمین نگاه کنید (که نشان دهنده عدم اطمینان یا حالت تدافعی است)، تماس چشمی ملایمی با حضار برقرار می کنید، لبخند می زنید و از دست های خود برای توضیح بهتر استفاده می کنید. این زبان بدن، شما را فردی با اعتماد به نفس و مسلط نشان می دهد.
هوش هیجانی (EQ): موتور محرک شایستگی اجتماعی
شایستگی اجتماعی بدون داشتن «هوش هیجانی» (Emotional Intelligence) عملاً غیر ممکن است. هوش هیجانی به معنای توانایی شناخت، کنترل و ارزیابی احساسات خود و دیگران است. تحقیقات روانشناسی نشان می دهد که افراد با EQ بالا، نه تنها در کنترل خشم و استرس خود موفق ترند، بلکه می توانند احساسات پنهان دیگران را نیز درک کنند.
برای اینکه مهارت های اجتماعی شما کارآمد باشند، ابتدا باید خود آگاهی هیجانی داشته باشید؛ یعنی بدانید در هر لحظه چه احساسی دارید و این احساس چگونه روی رفتار و تصمیمات شما تأثیر می گذارد. به بیان ساده، هوش هیجانی همان نرم افزاری است که سخت افزارِ مهارت های اجتماعی شما را به کار می اندازد.
شایستگی اجتماعی در مقابل شایستگی شخصی: تفاوت چیست؟
تفاوت بین شایستگی اجتماعی و شخصی به سرعت و به سادگی می توان توضیح داد: شایستگی اجتماعی تعامل شما با افراد دیگر را توصیف می کند. شایستگی شخصی نحوه رفتار شما با خود را توصیف می کند.
مثال: شما توانایی خود اندیشی (تأمل درونی) دارید و توسعه فردی برایتان بسیار مهم است. شما زندگی خود را در همه زمینه ها بر اساس ارزش ها و اهداف خود شکل می دهید. شایستگی شخصی یعنی از نقاط ضعف و قوت خود کاملاً آگاه باشید و برای بهبود آن ها تلاش کنید.
کار روی هر دو شایستگی کاملاً منطقی است، زیرا آنها اغلب مکمل یکدیگر هستند.
بزرگترین مانع مهارت های اجتماعی: اضطراب و ترس از قضاوت
گاهی اوقات افراد می دانند که در یک موقعیت اجتماعی چه رفتاری درست است، اما «اضطراب اجتماعی» مانع از بروز شایستگی آن ها می شود. ریشه این اضطراب معمولاً در ترس از قضاوت شدن، ترس از طرد شدن یا کمال گرایی است.
در روانشناسی پدیده ای به نام «اثر نورافکن» (Spotlight Effect) وجود دارد؛ به این معنا که ما تصور می کنیم دیگران خیلی بیشتر از آنچه در واقعیت اتفاق می افتد، به اشتباهات و رفتارهای ما توجه می کنند. غلبه بر این خطای شناختی یکی از مهم ترین گام ها برای ارتقای مهارت های اجتماعی است. اگر احساس می کنید ترس از قضاوت مانع شماست، تکنیک «مواجهه تدریجی» را تمرین کنید؛ یعنی به جای فرار از جمع، از تعاملات کوتاه و ساده (مثل یک احوالپرسی کوتاه با همسایه) شروع کنید و به مرور خود را در موقعیت های اجتماعی بزرگ تر قرار دهید.
با این 5 نکته گام به گام کفایت اجتماعی را ارتقا دهید
متأسفانه، شما نمی توانید به راحتی تخصص نظری، کفایت اجتماعی کسب کنید و همچنین نمی توان آن را جعل کرد. کفایت اجتماعی یا وجود دارد یا نه (البته هنوز). با این حال، این امکان وجود دارد که مهارت های اجتماعی خود را در گام های کوچک پرورش دهید. تا زمانی که به طور مداوم روی خود کار کنید، به زودی به اولین موفقیت های خود خواهید رسید.
نکات زیر می تواند به شما در انجام این کار کمک کند:
۱. وضعیت موجود را بررسی کنید
اولین گام این است که مهارت های اجتماعی خود را تجزیه و تحلیل کنید: کدام مهارت در زمینه حرفه ای خاص شما مفید خواهد بود؟ کدام یک از این مهارت ها را از قبل دارید؟ باید روی کدام جنبه ها کار کنید؟ به راحتی می توانید از افراد دیگری که می شناسید به شما یک ارزیابی صادقانه بدهند بپرسید. بازخورد دریافت کنید.
۲. اهداف خود را مشخص کنید
پس از تجزیه و تحلیل، مرحله بعدی تعریف یک هدف مشخص است: با ارتقای مهارت های اجتماعی خود می خواهید به چه هدف کلی برسید؟ آیا می خواهید در مصاحبه شغلی بدرخشید یا ترفیع بگیرید؟ یا می خواهید تعامل بین فردی را در بخش کاری خود بهبود بخشید؟
۳. تعیین اقدامات مناسب
به این فکر کنید که چگونه می توانید مهارت های اجتماعی خود را که در حال حاضر فاقد آن هستید، توسعه دهید. در این زمینه، چندین گزینه پیش روی شما وجود دارد: به عنوان مثال، استفاده یک دوره آموزشی ویژه یا یک کوچینگ حرفه ای، حتی برخی از شرکت ها آموزش مهارت های اجتماعی را برای کارمندان خود ارائه می دهند. اگر در شرکت شما این چنین است، از این فرصت استفاده کنید.
۴. از مهارت های اجتماعی خود در زندگی روزمره استفاده کنید
تمرین باعث عالی تر شدن می شود و به ویژه در مورد مهارت های اجتماعی شما صدق می کند. سعی کنید تا جایی که ممکن است در زندگی روزمره به صورت آگاهانه از مهارت های تازه کسب شده خود استفاده کنید.
۵. بازخورد صادقانه بخواهید
به طور منظم با افرادی که به آنها اعتماد دارید مشورت کنید.این افراد می توانند مربی یا دوستان یا اعضای خانواده شما باشند. از آنها بخواهید که رشد مهارت های اجتماعی شما را ارزیابی کنند.
منبع:
