تجربه خیانت در یک رابطه می تواند اعتماد شما را ویران کند و شما را درگیر احساساتی شدید و متلاطم سازد. این راهنما بینشی برای درک بهتر خیانت ارائه می دهد و راهکار هایی را برای پیمودن مسیر بهبود پیشنهاد می کند.
خیانت در روابط به چه معناست؟
خیانت در روابط شخصی، به معنای نقض اعتماد شما توسط کسی است که به او نزدیک هستید. این خیانت می تواند بی وفایی (خیانت عاطفی) شریک زندگی تان باشد، یا کنار گذاشته شدن توسط بهترین دوستتان به خاطر پیدا کردن دوستی جدید. همچنین ممکن است اگر شریک عاطفی تان در بحث با دیگران از شما دفاع نکرد، احساس خیانت کنید؛ یا شاید بهترین دوستتان با اینکه می دانست حالتان خوب نیست، سراغی از شما نگرفت.
احساس خیانت می تواند منجر به سرازیر شدن انبوهی از احساسات پیچیده شود که مدیریت آن ها ممکن است دشوار باشد. این مقاله به بررسی انواع خیانت، نحوه تصمیم گیری برای پایان دادن به رابطه و چگونگی کنار آمدن با احساسات ناشی از خیانت می پردازد.
انواع خیانت
خیانت ممکن است در هر نوع رابطه ای رخ دهد، از جمله روابط عاشقانه، دوستانه و خانوادگی. برخی افراد ممکن است از سوی نهادهای بزرگ تری مانند دولت یا سیستم بهداشت و درمان نیز احساس خیانت کنند. با وجود اشکال گوناگون خیانت، این مقاله بر خیانت در روابط شخصی تمرکز دارد.
خیانت در رابطه عاشقانه
زمانی که شریک عاطفی تان کاری می کند که به شما آسیب می رساند، بسیار دردناک است. رفتار او احتمالاً شما را آسیب پذیر می کند، چرا که شما روی حمایت و حضور آن فرد حساب کرده بودید. وقتی افراد خیانت را تجربه می کنند، واکنش های معمول شامل فوران خشم، سرزنش خود، از دست دادن اعتماد به نفس و کنارهگیری از دیگران است
تروما (آسیب روانی) ناشی از خیانت
یک مطالعه علمی به بررسی پیامد های خیانت در روابط صمیمانه پرداخته است و پژوهشگران به مفهوم جدیدی دست یافته اند که با عنوان «ترومای خیانت» (Betrayal Trauma) شناخته می شود. خیانت شریک عاطفی، نوعی از ترومای بین فردی به شمار می رود؛ به این معنا که اثرات و پیامد های رفتار شریک زندگی شما، از نظر بالینی کاملاً جدی و حائز اهمیت است.
بین ۳۰ تا ۶۰ درصد از افرادی که خیانت عاطفی را تجربه کرده اند، علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی و اضطراب را از خود نشان دادهاند. ترومای خیانت همچنین میتواند عزتنفس را تحت تأثیر قرار دهد، منجر به بیاعتمادی در روابط شود و چالشهای سلامت روان ایجاد کند.
اگر شریک زندگی شما به شما خیانت کرده، مورد سوءرفتار قرار گرفتهاید یا با رفتاری موسوم به «گاستینگ» (ناگهانی و بدون توضیح قطع رابطه کرده) با شما برخورد کرده است، ممکن است احساس خیانت کنید. همچنین اگر او شما را در اولویت قرار ندهد یا متوجه شوید که مدام غیرقابل اعتماد است، ممکن است همین حس خیانت را تجربه کنید.
تفاوت میان «خیانت عاطفی» و «خیانت فیزیکی»
وقتی صحبت از خیانت می شود، بسیاری بلافاصله به رابطه جسمی فکر می کنند؛ اما در روانشناسی، خیانت ابعاد مختلفی دارد که هرکدام زخم های متفاوتی بر جای می گذارند.
- خیانت فیزیکی: ارتباط جسمی با فردی خارج از رابطه است. این نوع خیانت معمولاً شوک اولیه بسیار شدیدی ایجاد می کند، زیرا مرزهای فیزیکی رابطه انحصاری شکسته شده است.
- خیانت عاطفی: زمانی رخ می دهد که شریک زندگی شما رازها، افکار، آسیب پذیری ها و احساسات خود را با فرد دیگری در میان میگذارد و به او تکیه می کند.
بسیاری از مراجعان می گویند خیانت عاطفی حتی از نوع فیزیکی آن دردناک تر است؛ چرا که احساس می کنید «ذهن و قلب» فردی که دوستش داشتید به جای شما، درگیر جای دیگری است و پناهگاه امن روانی شما فرو ریخته است.
خیانت در دوستی
دوستان برای سلامت جسمی و روانی ما اهمیت حیاتی دارند؛ مراقبت و توجه آنها میتواند سطح استرس ما را کاهش دهد و به ما حس تعلق ببخشد.
وقتی دوستی از مرزهای اعتماد عبور میکند، خیانت او میتواند ویرانگر باشد. بنابراین، منطقی است که فرد پس از چنین جراحتی، در آینده کمتر برای برقراری دوستیهای جدید پذیرا باشد.
درمان در حوزه دوستی
«مریام کیرمایر»، روانشناس بالینی و یکی از معدود متخصصان دارای مجوز در زمینه «درمان دوستی»، معتقد است که دوستیهای خوب به ما کمک میکنند تا احساس کنیم مورد حمایت هستیم و شایسته داشتن پیوندهای معناداریم.
شاید والدین شما در حال طلاق باشند، یا خودتان دوران سختی از جدایی را سپری کنید، و یا شاید پس از از دست دادن عزیز خود، با سوگ دستوپنجه نرم کنید. در چنین شرایطی، انتظار دارید نزدیکترین دوستانتان در کنارتان باشند. اگر آنها در انجام این کار کوتاهی کنند، ممکن است احساس خیانت کنید؛ بهویژه اگر همیشه در سختی ها در کنار آن ها بودهاید.
خیانت در خانواده
عشق خانوادگی، زیربنای دلبستگی های ایمن شماست. برای نوزادان و کودکان خردسالی که از نظر عاطفی و جسمی به مراقبان خود وابسته هستند، نبودِ مراقبت میتواند نوعی خیانت محسوب شود. فقدان این حمایتهای بنیادین میتواند آسیبهای بلندمدتی به همراه داشته باشد.
یک مطالعه اخیر روی نوجوانانی که دچار ترومای خیانت بودند، نشان داد که وقتی یک پیوند ایمن شکسته می شود، این کودکان در تنظیم هیجانات خود دچار مشکل میشوند. در این مطالعه، یک فعالیت آزمایشگاهی استرسزا بین مادران و فرزندانشان طراحی شد؛ کودکانی که دچار ترومای خیانت بودند، در مقایسه با همسالان خود که ترومای ناشی از خیانت نداشتند، ارتباطات مثبت کمتری داشتند و رفتارهای پرخاشگرانهتری از خود نشان دادند.
والدینی که درگیر سوءمصرف مواد، الکلیسم یا مشکلات سلامت روان هستند و نسبت به فرزندان خود بیتفاوت شدهاند، ممکن است در نهایت باعث غفلت و بیتوجهی به کودکانشان شوند. این عدم پاسخگویی عاطفی میتواند پیامدهای منفی برای فرزندان داشته باشد. همچنین اگر خواهر یا برادر شما با لو دادن شما، باعث دردسر بزرگی برایتان شود، این نیز میتواند نمونهای از خیانت در سطح خانواده باشد.
چرخه «شک و تردید» و حالت گوش به زنگی (Hypervigilance)
یکی از شایع ترین واکنش های مغز پس از تجربه خیانت، ورود به فاز «گوش به زنگی مفرط» یا Hypervigilance است. در این حالت، سیستم عصبی شما روی حالت هشدار دائمی قرار می گیرد.
- شاید مدام وسوسه شوید گوشی شریک زندگی تان را چک کنید.
- به کوچک ترین تغییر در لحن صدا، برنامه های روزمره یا مدل لباس پوشیدن او مشکوک شوید.
- با دیدن یک نشانه کوچک، یاد خاطرات تلخ خیانت بیفتید و ضربان قلبتان بالا برود.
باید بدانید که این واکنشها به معنای دیوانهشدن یا بیمنطق بودن شما نیست؛ بلکه مکانیسم دفاعی مغزِ آسیب دیده شماست که می خواهد از تکرار فاجعه جلوگیری کند. با این حال، ماندن طولانی مدت در این چرخه فرساینده است و اگر نمی توانید آن را کنترل کنید، کمک گرفتن از یک تراپیست ضروری است.
نقش الگوهای کودکی و تکرار الگوهای گذشته
گاهی ریشه های آسیب پذیری ما در برابر خیانت، عمیق تر از رابطه فعلی است و به دوران کودکی بازمیگردد.
اگر در کودکی توسط مراقبان یا والدین خود طرد شده باشید، یا شاهد بی تعهدی در خانواده بوده اید، ممکن است ناخودآگاه در بزرگسالی جذب افرادی شوید که همان الگوهای ناامن را تکرار می کنند (پدیدهای که در روانشناسی به آن «تکرار اجبار» می گویند). شناخت این الگوها کمک میکند تا در روابط آینده، به جای تکرار چرخه های دردناک، مرزهای سالم تری تعیین کنید و افراد امن تری را برگزینید.
آیا باید به رابطه پایان داد؟
به عنوان یک فرد بزرگسال، شما تنها کسی هستید که می توانید تصمیم بگیرید آیا پس از یک خیانت، رابطه را حفظ کنید یا به کلی آن را تمام کنید. تصمیم شما به شدتِ تخلف صورت گرفته، میزان تمایل یا تردید شما برای بخشش آن فرد و عوامل بسیار دیگری بستگی دارد.
سوالاتی که باید پیش از پایان دادن به رابطه از خود بپرسید:
برای اینکه ارزیابی کنید آیا باید به رابطه ادامه دهید یا خیر، این سوالات را از خود بپرسید:
- پیشینه و خاطرات مشترک شما چقدر اهمیت دارد؟
- آیا هر دوی شما تغییر کردهاید یا مسیرهای زندگیتان از هم جدا شده است؟
- آیا فرد مورد نظر شما مسئولیت اقدامات خود را میپذیرد؟
- آیا او بابت خیانتی که کرده پشیمان و عذرخواه است؟
- آیا او برای جبران کردن و اصلاح اوضاع، تمایل دارد که به درمان (تراپی) برود؟
- آیا هر دوی شما برای ادامه دادن این رابطه متعهد هستید؟
- آیا رابطه شما دیگر از مرحله ترمیم فراتر رفته و غیرقابل اصلاح است؟
اگر به این نتیجه رسیدید که می خواهید به رابطه پایان دهید، کاملاً حق دارید. نباید تحت فشار باشید تا رابطه ای را حفظ کنید که دیگر برای شما شادی به ارمغان نمی آورد. اما اگر تصمیم گرفتید رابطه را ترمیم کنید، این نیز انتخاب شماست؛ به شرطی که امنیت شخصی شما به خطر نیفتد.
در برخی موارد، ترمیم یک رابطه می تواند منجر به ایجاد پیوندی بهتر و قوی تر از آنچه قبلاً بوده، شود.
اگر در تصمیم گیری برای پایان دادن به رابطه دچار تردید هستید، برای مشورت با دوستان یا اعضای خانواده خود کمک بگیرید. همچنین می توانید با یک متخصص درمان رابطه تماس بگیرید، زیرا آن ها دیدگاهی بی طرفانه نسبت به شرایط شما دارند.
راهنمای عملی برای «گفتگوی پس از خیانت»
اگر تصمیم به گفتگو درباره خیانت دارید، نحوه پرسیدن سوالات بسیار مهم است. پرسش های بازجویی گونه و تکراری معمولاً زخم ها را عمیق تر می کند بدون اینکه پاسخی برای تسکین پیدا کنید. به جای آن، روی گفتگوهای سازنده تمرکز کنید:
- به جای پرسیدن «چرا این کار را کردی؟» بپرسید: «چه نیازی در تو برآورده نشده بود که به جای من، به سراغ فرد دیگری رفتی؟»
- به جای سرزنش مدام، روی آینده تمرکز کنید: «آیا واقعاً میخواهی این رابطه را نجات دهی و حاضری برایش تلاش کنی؟»
هدف از این گفتگو ها، کشف نقاط کور رابطه است، نه تحقیر کردن یکدیگر.
بازسازی اعتماد: ظرف ترکخورده یا ساختار جدید؟
اعتماد از دست رفته شبیه یک ظرف شیشه ای شکسته است. آیا می توان آن را چسباند؟ بله، اما هرگز کاملاً شبیه روز اول نخواهد شد؛ خطوط شکستگی همیشه باقی می مانند.
- برای فرد خاطی: بازسازی اعتماد نیازمند «شفافیت مطلق»، پاسخگویی صادقانه و صبر بی نهایت است. نمی توانید با گفتنِ «گذشته ها گذشته، فراموش کن» انتظار درمان داشته باشید.
- برای فرد آسیب دیده: پذیرش این واقعیت که ترمیم رابطه زمان بر است و مسیر همواری نخواهد بود. با این حال، اگر هر دو نفر متعهد باشند، گاهی اوقات عبور از این بحران، رابطه را به ساختاری مستحکم تر، آگاهان هتر و عمیق تر از قبل تبدیل می کند.
چه زمانی «خروج از رابطه» یک ضرورت فوری است؟ (چراغ های قرمز)
اگرچه این مقاله به شما کمک می کند ابعاد مختلف رابطه را بسنجید، اما در برخی شرایط، درمان رابطه کارساز نیست و خروج فوری تنها گزینه درست است:
- اگر خیانت با سوءاستفاده جسمی، روانی یا کلامی همراه است.
- اگر فرد خاطی هیچ گونه پشیمانی نشان نمی دهد، رفتارش را توجیه می کند یا شما را مقصر می داند (رویکرد خودشیفتهوار یا گسلایتینگ).
- اگر خیانت به صورت بیمارگونه و مکرر تکرار می شود و فرد تعهدی به تغییر ندارد.
در این شرایط، اولویت مطلق شما، حفظ سلامت روان، امنیت شخصی و عزتنفستان است، نه اصلاح یک رابطه مسموم.
چگونه با احساسات ناشی از خیانت کنار بیاییم؟
اگرچه مدیریت احساسات پس از خیانت دشوار است، اما چگونه می توان از این مرحله عبور کرد و بهبود یافت؟
۱. خیانت را بپذیرید: اولین قدم این است که واقعیت موقعیت و وقوع خیانت را بپذیرید. به جای انکار کردن، اجازه دهید فرآیند شفاف سازی و پذیرش طی شود.
۲. با احساسات خود روبرو شوید: احساس خشم، ناامیدی، شرم یا درد عاطفی، کاملاً منطقی است. حتی نام بردن از این احساسات نیز کمک کننده است. به هر حال، یک پیوند عمیق شکسته شده و احساس این موارد کاملاً موجه است. با این حال، پس از مدتی نباید در گرداب احساسات منفی، از جمله خودزنی روانی و پشیمانی غرق شوید.
۳. در مورد وضعیت رابطه پیش از خیانت تأمل کنید: با خودتان صادق باشید. اگرچه اتفاقی که افتاده تقصیر شما نیست، اما آیا شما هم (ناخواسته یا غیرمستقیم) نقشی در آن داشتید؟ هدف از این کار سرزنش خود نیست، بلکه نگاهی واقع بینانه به تصویر کلی است. آیا در هر صورت هر دو نفر در مسیرهای متفاوتی از زندگی حرکت می کردید؟ ببینید رابطه چه ارزشی به زندگی شما اضافه می کرد یا از آن می کاست.
۴. مدتی فاصله بگیرید: اگر احساس می کنید رابطه قابل نجات است، باز هم می توانید مدتی از فردی که به شما خیانت کرده فاصله بگیرید. این کار به شما کمک می کند تا وضوح بیشتری نسبت به شرایط پیدا کنید. همچنین می توانید از این زمان برای تعیین مرزهای جدید و مشخص کردن تغییراتی که در رابطه لازم است، استفاده کنید.
۵. به خودتان اجازه سوگواری بدهید: بدانید که غمگین بودن اشکالی ندارد. رابطه شما حالا تغییر کرده است، چه بخواهید آن را ترمیم کنید و چه بخواهید رهایش کنید.
۶. با خود مهربان باشید (خودشفقتورزی): شجاعت خود را بشناسید. از این موضوع درس بگیرید که از طریق این تجربه، شناخت بیشتری نسبت به خود و زندگی به دست آوردهاید. خیانت میتواند منجر به رشد، خرد و بلوغ روانی شود.
سخن پایانی
اگر بیش از حد درگیر افکار مربوط به این اتفاق شده اید (نشخوار فکری) یا اگر روند سوگواری شما در فعالیت های روزمره اختلال ایجاد کرده است، حتماً از یک مشاور سلامت روان کمک بگیرید. اگر در رابطه هستید، می توانید زوج درمانی را انتخاب کنید، اما رفتن به تنهایی به درمانگر (به صورت حضوری یا آنلاین) نیز بسیار مفید است. متخصصانِ حوزه تروما می توانند به شما کمک کنند تا بسیار سریعتر از حالت تنهایی، از آسیب های خیانت بهبود یابید.
منبع:
https://www.verywellmind.com/how-to-deal-with-betrayal-in-a-relationship-6361199
