روانشناسی کودک و نوجوان

آیا سندروم فرزند میانی واقعی است؟

وقتی فرزند میانی یک خانواده هستید ممکن است فکر کنید که  بیشتر از خواهر و برادرتان توسط والدینتان نادیده گرفته شده اید. اگرچه ممکن است شما شخصاً این را تجربه کرده باشید، اما گاهی ترتیب تولد شما ممکن است به طور نامحسوس بر پیشامدهای روانشناختی شما تأثیر بگذارد

مفهوم سندروم فرزند میانی از کجا آمده است؟

سندروم فرزند میانی در اصل توسط پزشک و روان درمانگر، آلفرد آدلر – که نظریه ترتیب تولد را توسعه داد، نشات گرفت.این نظریه از بدو پیدایش مورد انتقاد قرار گرفته است.

نظریه آدلر بیش از یک قرن پیش توسعه یافت و تحقیقات او از آن زمان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. مشکلات روش شناختی متعددی شناسایی شده است.

به عنوان مثال، بسیاری از مطالعاتی که از نظریه او حمایت می کنند، سن و نژاد را بررسی نمی کنند. سؤالات خودساخته مورد استفاده در مطالعات اغلب خیلی کوتاه بودند و از پنج مورد یا کمتر استفاده می کردند.

در نهایت عواملی مانند جنسیت خواهر و برادر، فاصله سنی، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و تعداد خواهر و برادر در خانواده در نظر گرفته نشد و کنترل شد. همه این متغیرها می توانند بر نتایج و نتیجه گیری مطالعات تأثیر بگذارند.

سندروم فرزند میانی

آیا تحقیقی وجود دارد که از ایده سندروم کودک وسط حمایت کند؟

محققان هنوز در تلاشند تا بفهمند ترتیب تولد چگونه بر پیامدهای مختلف از جمله شخصیت و شرایط سلامتی تأثیر می گذارد.

انجمن روانشناسی آمریکا از “سندروم فرزند میانی” به عنوان یک وضعیت فرضی یاد می کند زیرا شواهد قابل توجهی وجود ندارد که ترتیب تولد را به طور مداوم نشان دهد و به شدت بر شخصیت، ویژگی ها یا هوش تأثیر بگذارد.

با این حال، برخی از مطالعات وجود دارد که اثرات تولد را بررسی کرده است.

۱. کودکان میانی ممکن است روابط نزدیکی با عزیزانشان نداشته باشند

سه مطالعه در سال 1998 برای بررسی تأثیر ترتیب تولد بر هویت شخصی و روابط خانوادگی منتشر شد. نتایج مطالعه اول نشان داد که نوزادان میانی کمتر از فرزندان اول و آخر در مورد نزدیک ترین افراد مورد اعتماد خود به خویشاوندی اشاره می کنند. مطالعه دوم نشان داد که فرزندان میانی بیشتر از والدین خود در مواقع پریشانی در مقایسه با فرزندان اول و آخر به خواهر و برادر خود روی می آورند. آخرین مطالعه نتایج پرسشنامه اینترنتی و آرشیوهای تاریخی را تجزیه و تحلیل کرد. این نشان داد که فرزندان میانی نسبت به فرزندان اول و آخر کمتر به تحقیقات نسب شناسی علاقه مند هستند.

هر سه مطالعه نشان دادند که نوزادان میانی نسبت به نوزادان اول و آخر کمتر احساس نزدیکی به مادرشان داشتند.

۲. کودکان میانی کمترین احتمال دارد که با والدین خود در مورد رابطه جنسی صحبت کنند

صحبت کردن در مورد رابطه جنسی با والدین چیزی نیست که اکثر کودکان با آن احساس راحتی کنند. با این حال، فرزندان وسط ممکن است کمترین احتمال را در مقایسه با خواهر و برادرشان انجام دهند.

۳. کودکان وسطی ممکن است بیشتر در معرض مشکلات قرار بگیرند

کودکان میانی اغلب به عنوان بچه های عصبانی و کودکانی که زیاد دچار سوتفاهم می شوند تصور می شوند که با ایجاد مشکل به دنبال جلب توجه هستند. ممکن است حقیقتی در این مورد وجود داشته باشد.
اگرچه این مطالعات ارتباط قابل توجهی را بین فرزندان وسط و ویژگی های شخصیتی نشان دادند، هنوز مشخص نیست که آیا موقعیت یک فرد در خانواده آنها بر نتایج مادام العمر تأثیر می گذارد یا خیر.
مطالعه ای مجموعه داده های بزرگ از سه پانل ملی از ایالات متحده، بریتانیا و آلمان را تجزیه و تحلیل کرد. هیچ تأثیر معنی داری بین ترتیب تولد بر شخصیت از جمله موافق بودن، وظیفه شناسی، ثبات عاطفی، برون گرایی یا تخیل نشان نداد.

سندروم فرزند میانی

علائم و ویژگی های سندرم کودک میانی

طبق نظریه ترتیب تولد، کودکان وسطی در موقعیتی هستند که رقابت با خواهر و برادر خود را به حداکثر می‌رسانند. آنها نه مسن‌ترین و نه جوان‌ترین هستند، بنابراین ممکن است با احساس بی‌اهمیتی، استرس بیشتری داشته باشند.
در نتیجه، کودکان میانی ممکن است به دلیل اینکه والدینشان به خواهر و برادرشان توجه بیشتری می کنند، احساس حسادت و غفلت کنند. این امر می تواند منجر به سرکشی و رفتارهای مشکل آفرین شود. آنها از راه های مختلفی برای دریافت تایید از والدین و همسالان خود استفاده می کنند. گاهی عمدا خود را در موقعیت هایی قرار دهند که باعث ایجاد مشکلاتی در اقتدار و مسائل در گروه اجتماعی آنها شود.
موقعیتشان در خانواده می تواند باعث شود که به حافظ صلح تبدیل شوند. آنها می خواهند همه با هم کنار بیایند، تعارض بین فردی را میانجیگری کنند و خود را وارد مشکلات خانوادگی کنند که ارتباطی با آنها ندارد. آنها دوست ندارند در خانواده جانبداری کنند و برای رسیدن به هماهنگی، نیازهای خود را به خطر می اندازند.

برخی از ویژگی هایی که ممکن است در فردی که فرزند میانی است بروز پیدا کند عبارتند از:

  • حسادت
  • احساس بی اهمیت بودن
  • نقش میانجی یا حافظ صلح
  • رقابت
  • سرکشی
  • خشم
  • فشار
  • احساس غفلت

چگونه سندرم فرزند میان در بزرگسالی خود را نشان می دهد؟

فرزند وسط بودن ممکن است باعث شود نسبت به خودتان احساس منفی بیشتری داشته باشید. مطالعه ای به بررسی رابطه بین ادراک هویت و ترتیب تولد روانشناختی در بین دانشجویان پرداخت. ادراک هویت منفی را در کودکان میانی و تک فرزند نشان داد.

 حساسیت به طرد شدن

یک مطالعه نشان داد که گاهی کودکان میانی به اندازه کافی مورد توجه والدین خود قرار نمی گیرند که باعث می شود آنها احساس کنند که والدینشان آهنها را دوست ندارند، به طور نابرابر رفتار می کنند و جدی گرفته نمی شوند.

این باعث ایجاد احساس غفلت می شود که باعث افزایش حساسیت به طرد شدن با باورهایی می شود که آنها به اندازه کافی خوب نیستند. آنها ممکن است احساس کنند زندگی یک رقابت دائمی با خواهر و برادرهایشان است که از آنها با استعدادتر و موفق تر هستند.

این امر منجر به افزایش ناامیدی، بی ارزشی، افکار خودباخته و بدبینی و کاهش اعتماد به نفس می شود. انباشته شدن این تجارب کودکی و نوجوانی برای روند رشد هویت آنها مضر است که سپس به عنوان یک ادراک هویت منفی در بزرگسالی ظاهر می شود.

سندروم فرزند میانی

چگونه از ابتلای فرزند خود به سندروم فرزند میانی جلوگیری کنیم؟

اگر فرزند میانی دارید، به این معنا نیست که آنها به بزرگسالانی با ویژگی های سندرم فرزند میانی تبدیل می شوند. راه های زیادی برای کمک به فرزندتان وجود دارد که زندگی سالم، شاد و با اعتماد به نفس داشته باشد.

۱) با کودک خود به عنوان یک شخص منحصر به فرد رفتار کنید:

فرزند شما مجموعه ای منحصر به فرد از ویژگی ها، خوبی ها و بدی ها را دارد. کودک خود را در سطح فردی بشناسید و به سرگرمی ها و فعالیت های او علاقه نشان دهید. اجازه دهید آزادانه افکار، احساسات و تجربیات خود را با شما در میان بگذارند. رفتار با آنها به عنوان یک شخص منحصر به فرد به آنها حس خاص بودن می دهد.

سندروم فرزند میانی

۲) زمان با کیفیتی را با فرزند خود بگذرانید:

زمانی را در طول روز به کودک خود اختصاص دهید. این کار باعث می شود که آنها بدانند که شما نیازها و خواسته های آنها را فراموش نمی کنید و برای رابطه خود با آنها ارزش قائل هستید.

۳) از مقایسه فرزندان خود خودداری کنید:

از استفاده از سایر فرزندان خود به عنوان مثال یا مقایسه رفتارهای فرزندان خودداری کنید. این کار به کاهش نیاز آنها به رقابت برای جلب توجه شما کمک می کند. از تلاش‌های آن‌ها قدردانی کنید و احساساتشان را تأیید کنید تا احساس کنند شما آن‌ها را همان‌طور که هستند می‌شناسید.

۴) از برچسب زدن بپرهیزید:

اگرچه فرزند شما ممکن است مانند یک کودک میانی کلیشه ای رفتار کند، سعی کنید افکار خود را به صورت کلامی بیان نکنید. این کار شما  این باور را در آنها تقویت می کند که کودکی مشکل دار هستند که توسط والدین خود نادیده گرفته شده اند.

منبع:

https://www.verywellmind.com/is-middle-child-syndrome-real-7410121

5/5 از 2 امتیاز

آیسان خیابانی

من آیسان، دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه تبریز، دانش آموخته انجمن روانشناسی تربیتی ایران و موسسه ویلیام گلاسر.در حال حاضر در حوزه روانشناسی کودک و نوجوان فعالیت می کنم.ممنون که این سایت رو برای افزایش اطلاعات و آگاهیتون انتخاب کردین ツ ♡

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا