جراحی ارتوگناتیک ممکن است تأثیر شگفت انگیزی بر چگونگی ادراک ما از جهان داشته باشد.

یک مطالعه اخیر منتشر شده در “Frontiers in Psychology” نشان داده است که افرادی که جراحی فک را به دلیل ناهنجاری های فکی انجام میدهند، ممکن است بهبودهایی در خودپنداره و حساسیت بیشتری به جنبههای عاطفی اشیای اطراف خود تجربه کنند. این مطالعه پیشنهاد میکند که تغییرات در ظاهر صورت ممکن است نه تنها جذابیت فیزیکی را افزایش دهد بلکه بر عملکردهای شناختی نیز تأثیر بگذارد. این نتایج تأثیرات شگفت انگیز ذهنی و عاطفی جراحی های صورت را برجسته میکند که فراتر از سلامت فیزیکی و زیبایی شناسی هستند.
جراحی ارتوگناتیک، که به طور معمول برای اصلاح ناهنجاریهای صورت مرتبط با ساختار فک استفاده میشود، از مدتها پیش به خاطر تأثیر مثبتش بر کیفیت زندگی شناخته شده است. با پرداختن به مسائل عملکردی و ظاهری، این نوع جراحی توانایی بیماران را در جویدن و صحبت کردن بهبود میبخشد و همچنین به کاهش ناراحتی های روانی مرتبط با تصویر خود کمک میکند. بسیاری از بیماران پس از جراحی افزایش اعتماد به نفس و کیفیت کلی زندگی را گزارش میکنند، اما محققان عمدتاً بر روی تأثیر این اقدامات بر سلامت فیزیکی و حالات عاطفی کلی تمرکز کردهاند.

سؤال این است که آیا این جراحی ها بهطور خاص عملکرد های شناختی را تغییر میدهند—مانند نحوه ادراک بیماران از خود یا واکنش های عاطفی آن ها به دنیای بیرونی—که به طور کلی نادیده گرفته شده است. این مطالعه با هدف پر کردن این شکاف انجام شده و بررسی می کند که تغییرات در ظاهر صورت چگونه می توانند بر خود ارزیابی و واکنش ها به نشانه های عاطفی در محیط اطراف تأثیر بگذارند.
محقق این تحقیق، موتویاسو هونما، استاد در دانشکده پزشکی دانشگاه شوا در توکیو، توضیح میدهد: “هدف جراحی ارتوگناتیک برای ناهنجاریهای فکی بهبود ظاهر صورت است، اما همچنین هدف آن کاهش ناراحتی های روانی نیز هست. با این حال، این موضوع به ندرت تأیید شده است. ما به این موضوع علاقهمند بودیم که بهبود های ظاهر صورت چگونه میتواند به جنبه های روانی بیماران کمک کند و پشت این علاقه فرضیهای بود که اثرات جراحی ارتوگناتیک فراتر از ظاهر می رود و شامل خود ارزیابی فرد و سلامت روانی نیز میشود.”
توضیحات در مورد تحقیق
برای ارزیابی های خود، بیماران احساساتشان را درباره چهره و بدن خود ارزیابی کردند و بهطور همزمان واکنش های عاطفی و ترجیحات خود را با استفاده از یک مقیاس بصری بررسی کردند. علاوه بر این، بیماران ۳۰ تصویر مختلف را مشاهده کردند که برخی از آنها برای ایجاد احساسات مثبت، منفی یا خنثی طراحی شده بودند و هر تصویر را از نظر میزان دوست داشتن یا نداشتن ارزیابی کردند. همچنین، سطح اضطراب بیماران با استفاده از پرسشنامه اضطراب اندازهگیری شد، ابزاری که برای سنجش اضطراب به عنوان یک ویژگی شخصیتی پایدار و همچنین به عنوان یک واکنش موقتی به موقعیتهای خاص طراحی شده است. این رویکرد به محققان این امکان را داد که تغییرات واکنش های عاطفی، خود ارزیابیها و سطح اضطراب بیماران را در طول زمان ارزیابی کنند.

محققان دریافتند که بیماران پس از جراحی، ظاهر صورت خود را بهطور مثبت تری ارزیابی کردند، در حالی که نظراتشان درباره تصویر بدن نسبتاً ثابت باقی ماند. این تغییر در خود ارزیابی صورت تأیید میکند که بیماران بهطور خاص بهخاطر بهبو دهای صورت ناشی از جراحی احساس بهتری درباره ظاهر خود داشتند و نه به دلیل تغییر کلی در تصویر خود.
علاوه بر تغییرات در خود پنداره، بیماران پس از جراحی حساسیت بیشتری به تصاویر عاطفی نشان دادند. زمانی که بیماران به تصاویر با محتوای عاطفی مثبت یا منفی نگاه می کردند، نسبت به قبل از جراحی واکنش های شدید تری نشان دادند، در حالی که پاسخ آنها به تصاویر خنثی بدون تغییر باقی ماند. این نشان می دهد که جراحی صرفاً حساسیت عاطفی را بهطور کلی افزایش نداده است؛ بلکه بهطور خاص بر نحوه واکنش بیماران به محتوای دارای اهمیت عاطفی تأثیر گذاشته است.
هونما به “PsyPost” گفت: “آنچه برایم شگفت انگیز بود این بود که نتایج نشان داد تصاویر منفی بهطور منفی تری درک شدند، در حالی که تصاویر مثبت بهطور مثبت تری درک شدند، بهجای اینکه تمام تصاویر بهطور مثبت ارزیابی شوند. من این را احتمالاً به افزایش حساسیت شرکتکنندگان به تصاویر عاطفی نسبت میدهم.”

یافته جالب دیگری که به دست آمد، ارتباط بین بهبود خود ارزیابیها و حساسیت عاطفی بود. بیمارانی که پس از جراحی، ظاهر صورت خود را بهطور مثبت تری ارزیابی کردند، همچنین قوی ترین واکنش های عاطفی را به تصاویر مثبت و منفی نشان دادند. این ارتباط به این معناست که با بهبود دیدگاه بیماران نسبت به ظاهر خود، آنها نسبت به دنیای اطراف خود عاطفی تر و پذیرا تر شدند. با این حال، این حساسیت افزایش یافته به کاهش اضطراب مرتبط نبود، که نشان می دهد بهبود واکنشهای عاطفی یک مزیت منحصر به فرد از خود جراحی بوده و نه یک محصول جانبی ناشی از کاهش استرس.
هونما گفت: “این مطالعه مزایای بهبود صورت برای بیماران را از نظر تغییرات در عملکرد شناختی ارائه داده است. این مزایا ممکن است جنبه جدیدی از تأثیر جراحی زیبایی باشد و میتواند به کل صنعت زیبایی کمک کند. برای عموم مردم، مزایای مشابهی ممکن است در رفتار روزمره آرایش نیز اتفاق بیفتد.”
محدودیت های تحقیق
در حالی که این مطالعه بینش های ارزشمندی در مورد اثرات شناختی و عاطفی جراحیهای صورت ارائه میدهد، مهم است که محدودیت های آن را نیز در نظر بگیریم. یکی از محدودیت ها اندازه نسبتاً کوچک نمونه است. افزایش اندازه نمونه در مطالعات آینده میتواند به تأیید و گسترش این یافته ها کمک کند. علاوه بر این، در حالی که مطالعه تأثیر جراحی بر خودپنداره و حساسیت عاطفی را بررسی کرده است، تأثیر جراحی بر سایر جنبههای سلامت روانی، مانند اضطراب اجتماعی یا کیفیت خواب را مورد بررسی قرار نداده است. تحقیقات بیشتر در این زمینهها میتواند به روشن شدن پتانسیل جراحی ارتوگناتیک برای کاهش علائم روانی گستردهتر کمک کند.

هونما گفت: “اگرچه این مطالعه بر تغییرات در اضطراب تمرکز دارد، اما این امکان وجود دارد که PTSD و اختلالات خواب نیز در این موضوع دخیل باشند و امید است که این موارد نیز مورد بررسی قرار گیرد.” وی ادامه داد: “علاوه بر این، با توجه به شاخص های علوم شناختی، به نظر میرسد که بررسی امکان تغییرات در عملکرد تنفسی به دلیل بهبود مفصل فک اهمیت دارد. امیدواریم از طریق یک تحقیق چندبعدی به هدف درمانی حذف اختلالات روانی در بیماران با ناهنجاریهای فکی دست یابیم.”
محقق افزود: “دادههای تجربی کنونی نشان میدهند که جراحی صورت همچنین مزایای روانی دارد، اما این به هیچ عنوان توصیهای ساده برای انجام جراحی صورت نیست.”
این مطالعه با عنوان “تغییرات در ظاهر صورت حساسیت فرد را نه تنها به خود بلکه به دنیای بیرونی نیز تغییر میدهد” به نویسندگی موتویاسو هونما، سایاکا یوشیبا، سایا میاموتو، نانا هیمی، شگو هاگا، سومیغه اوگورا، کوتارو ماکی، یوری ماساواکا، ماساهی کو ایزومیزاگی و تاتسوو شیروتا منتشر شده است.
منبع:




