ویلیام گلاسر (تئوری انتخاب)

ویلیام گلاسر (William Glasser) در 11 مهی 1925 در آمریکا به دنیا آمد. او تحصیلات عالی خود را در رشتهی مهندسی شیمی و از دانشگاه کیس وسترن رزرو شروع کرد و در سال 1945 توانست به مدرک کارشناسی این رشته دست یابد. ویلیام گلاسر سپس به خدمت سربازی فراخوانده شد و نتوانست تحصیلات خود را ادامه دهد اما دوباره در سال 1947 به دانشگاه برگشت و دو سال بعد مدرک کارشناسی خود را در رشتهی روان شناسی گرفت. همچنین در سال 1953 از رسالهی دکتری خود دفاع کرد.
ویلیام گلاسر پس از پایان تحصیلات خود در محیطهای مختلفی به کار و درمان بیماران پرداخت که از میان آنها میتوان به بیمارستان کهنهسربازان آمریکا و مدرسهی دختران بزهکار اشاره کرد. او از همان ابتدا انتقاداتی جدی به نظریات فروید داشت و میکوشید تا روشهای جدیدی را برای درمان بیماران بیابد. تلاشهای ویلیام گلاسر منجر به ابداع تکنیکهای نوین درمانی به نام های واقعیت درمانی و تئوری انتخاب شد. ویلیام گلاسر در طول فعالیت خود این تئوری ها را گسترش داد و توانست از آنها در درمان مشکلات روانی مختلف بهره ببرد
نیازهای اساسی در تئوری انتخاب
تئوری انتخاب بر کنترل فرد بر احساسات و اعمال خود تأکید دارد. تعارض به این دلیل به وجود می آید که ما فقط می توانیم رفتار خود را کنترل کنیم. نظریه ویلیام گلاسر این مفهوم را می آموزد که همه رفتارها انتخاب می شوند. تئوری انتخاب گلاسر بیان می کند که تمام رفتارهای انسانی ناشی از تمایل به ارضای پنج نیاز اساسی انسان است:
- نیاز به زنده ماندن یا بقا
- نیاز به عشق
- نیاز به قدرتمند بودن
- نیاز به آزاد بودن
- نیاز به تفریح

ده اصل تئوری انتخاب
تئوری انتخاب ۱۰ اصل دارد که واقعیتهایی مشخص را درباره ما و رفتارهایمان مشخص میکنند.
- انسانها تنها بر رفتار خود کنترل دارند.
- همه آنچه ما به دیگران میدهیم یا از آنها میگیریم، اطلاعات است.
- همه مشکلات روانی شکلی از مشکلات روابط هستند.
- همه ما دستکم یک رابطه رضایتبخش داریم.
- گذشته بر آنچه ما هستیم تأثیر دارد، اما زندانی آن نیستیم.
- تمام رفتارهای ما برای تأمین ۵ نیاز اساسی است.
- برای تأمین این نیازها یک دنیای مطلوب ذهنی خلق میکنیم.
- همه رفتارهای ما از ۴ عنصر اصلی تشکیل شدهاند.
- درک این نکته که ما تنها بر رفتار خود کنترل داریم، منجر به آزادی ما میشود.
- ما تنها بر تفکر و عمل خود کنترل مستقیم داریم، اما میتوانیم با کمک این دو احساسات و فیزیولوژی را نیز کنترل کنیم
ماشین رفتار (رفتار کلی)
ماشین رفتار یکی از موارد مهمی است که در تئوری انتخاب مطرح میشود. برای آشنایی با این مفهوم باید به یکی از اصول اساسی این نظریه رجوع کنیم: تمام آنچه که ما انسانها انجام میدهیم، رفتار است. ما از لحظهای که متولد میشویم تا زمانی که از دنیا میرویم، رفتار میکنیم. تمام رفتارهای ما از این چهار مولفه اصلی و به هم پیوسته یعنی عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی تشکیل میشود.
تمثیل ماشین رفتار به ما در درک این موضوع کمک میکند: اگر رفتارمان را مانند یک ماشین درنظر بگیریم که چهار چرخ دارد، دو چرخ جلویی، عمل (راه رفتن، خندیدن، فریاد زدن، حرف زدن و …) و فکر (تحلیل کردن، استدلال کردن، خیالپردازی و …) هستند. همان دوتایی که کنترلشان در اختیار ما انسانها است. دو چرخ عقبی که تحت تاثیر دو چرخ جلو هستند، احساسات (غم، شادی، ناامیدی و…) و فیزیولوژی (عرق ریختن، لرزش بدن، سردرد و …) نام دارند. ما فکر میکنیم و دست به عمل میزنیم، احساسات ما و همچنین فیزیولوژی ما نیز تحت تاثیر رفتار ما، تغییر میکند.
اگر ما انتخاب کنیم که به مرور خاطرات خوبمان بپردازیم یا کاری را انجام دهیم که از آن لذت میبریم، احساساتمان نیز تغییر میکند و در نتیجه آن، فیزیولوژیو حالت بدن نیز تغییر میکند.

دنیای مطلوب
دنیای مطلوب مجموعه ای از تصاویر در ذهن ما است. این تصاویر جهانی را نشان میدهند که دوست داریم درآن زندگی کنیم. دنیای مطلوب فرمانده اصلی رفتار ما هستند و ما را به سمتی سوق میدهند که به تصاویر دنیای مطلوب نزدیک شویم.
دنیای مطلوب در واقع چگونگی به ظهور رسیدن نیاز های ما هستند. بر خلاف نیاز ها که عمومی و جهانی هستند ، دنیای مطلوب هر شخص منحصر به فرد است. برای مثال همه ی ما نیاز به غذا داریم. اما اینکه از چه نوع غذایی لذت می بریم بستگی به دنیای مطلوب ما دارد. همه نیاز به تفریح داریم. اما دنیای مطلوبمان تعیین میکند چه فعالیت هایی را برای ارضای این نیاز انتخاب کنیم. بنابراین دنیای کیفی مجموعه روش ها و خواسته های ما برای ارضای نیازهایمان هستند.
نیاز های ما ریشه در ژن هایمان دارند. ژن ها تعیین می کنند چه نیازی را با چه شدتی داشته باشیم. اما چگونگی برآورده شدن این نیاز ها در ژن ثبت نشده. دنیای مطلوب ما در تعامل ما با دنیای بیرون شکل می گیرد. این تصاویر عموما در کودکی شکل میگیرند اما در طول زندگی همواره تکمیل می شوند.
ما همواره دنیای بیرون را با دنیای مطلوبمان مقایسه می کنیم. تفاوت بین این دو دنیاست که ما را به حرکت وامیدارد. تمام تلاش ما در زندگی این است که تصاویر دنیای مطلوبمان را در زندگی واقعی ببینیم.

واقعیت درمانی
واقعیت درمانی استراتژی این تئوری است ک با استفاده از اصول آن ایجاد شد. واقعیت درمانی شکلی از درمان شناختی-رفتاری مراجع محور است که بر بهبود روابط و شرایط کنونی تمرکز می کند، با نگرانی و بحث کمتر در مورد رویدادهای گذشته. هدف اصلی واقعیت درمانی این است که مراجع تصمیمات انطباقی بگیرند که به آنها کمک کند نیازهای اساسی انسانی خود را برآورده کنند. گلاسر فی نفسه به بیماری روانی اعتقاد نداشت. در عوض، مشکلات نتیجه اهداف محقق نشده بود. او معتقد بود که بیماری روانی بیانگر ناراحتی است.
از آنجایی که تئوری انتخاب به اینجا و اکنون می پردازد، از مراجع خواسته می شود که به جای تکرار تجربیات گذشته، بر زمان حال تمرکز کند. واقعیت درمانی بر رابطه مراجع و درمانگر تأکید دارد. تصور می شود که رابطه درمانی به عنوان الگویی برای سایر روابط در زندگی مراجع عمل می کند. در واقع، گلاسر معتقد بود که بسیاری از مشکلات روانی مشکلات رابطه هستند. وظیفه درمانگر این است که مراجع را به سمت انتخاب هایی هدایت کند که مثبت ترین نتایج بین فردی را به همراه داشته باشد.
واقعیت درمانی یک رویکرد حل مسئله محور است. یک مراجع باید درک کند که رفتار فعلی آنها بی اثر است و برای تغییر آن برای بهتر شدن تلاش کند. اینگونه به اهداف خود می رسند. مراجع موفق یاد می گیرد که مسئولیت اعمال خود را بپذیرد و متعهد شود که رفتار انطباقی بیشتری را اعمال کند. واقعیت درمانی برای مشکلات متعددی از جمله اعتیاد و سایر اختلالات رفتاری موثر است. واقعیت درمانی بیشترین موفقیت را در کمک به نوجوانان برای رفع مشکلات رفتاری در مدرسه و جامعه نشان داده است.
کتاب های دکتر ویلیام گلسر
- تئوری انتخاب و مدیریت زندگی
- معلم مدرسه کیفی
- کتاب صوتی هشت درس برای زندگی زناشویی شادتر
- تئوری انتخاب و مدیریت زندگی
- هر دانش آموزی می تواند موفق شود
- ازدواج بدون شکست (حل معمای ازدواج با تئوری انتخاب)
- عشق چیست
- تئوری انتخاب برای والدین و نوجوانان
- و …




