خطرات نادیده گرفتن احساسات خودمان
چرا بهتر است به جای نادیده گرفتن احساسات خود، با آنها کنار بیایید

همهی ما لحظاتی را تجربه کرده ایم که احساس می کنیم تحت فشار شدید عواطف هستیم، اما به جای اینکه این احساسات را بروز دهیم، آنها را درون خود نگه می داریم و به گوشه ای از ذهنمان میرانیم. نگه داشتن احساسات درونمان ممکن است در لحظه احساس امن تری به ما بدهد، اما همیشه سالم ترین راه برای ادامه زندگی نیست. شاید به نظر برسد که دارید قوی عمل می کنید یا از درگیری پرهیز می کنید، اما سرکوب احساسات می تواند در آینده مشکلات بزرگ تری ایجاد کند.
به آن لحظاتی فکر کنید که با وجود اندوه، لبخند زده اید، اما وقتی کسی یک بدون فکر نظری داده، ناگهان به گریه افتاده اید. یا زمانی که خشم خود را فرو خورده اید، اما به خاطر یک ناراحتی کوچک به شدت عصبانی شده اید.
واقعیت این است: سرکوب احساسات باعث می شود نتوانیم نیازهای خود را بیان کنیم (که می تواند به یک چرخه مشکل ساز تبدیل شود) و همچنین مانع از برقراری ارتباط واقعی با دیگران می شود. در بلندمدت، این روش معمولاً نتیجه معکوس می دهد، اغلب به شکل هایی غیرمنتظره، که می تواند به سلامت روانی و جسمی آسیب جدی برساند.

چرا تمایل داریم احساسات خود را سرکوب کنیم؟
در بسیاری از موقعیت ها احساس می کنیم که مجبوریم احساسات خود را سرکوب کنیم. به عنوان مثال، ممکن است فقط بخواهیم روزمان را بگذرانیم، به خود می گوییم که بعداً با این احساس مواجه خواهیم شد، فکر می کنیم این احساس ارزش بررسی ندارد یا سعی می کنیم احساسات خود را پنهان کنیم تا یک رابطه را “حفظ کنیم.”
دکتر کالین مولن، روانشناس و مشاور خانواده، می گوید: «دلایلی که گاهی – یا بیشتر اوقات – احساسات خود را سرکوب می کنیم می تواند متفاوت باشد، اما همه آنها به نوعی از ترس از آسیب پذیری ناشی می شوند. به دلیل این ترس، ما با اقداماتی برای محافظت از خود در برابر احساسات واکنش نشان می دهیم.»
او میگوید برخی افراد در دوران رشد یاد می گیرند که ابراز احساسات برایشان امن نیست. این موضوع می تواند در کودکی به شکل های مختلفی نمایان شود.
برای برخی، والدین احساسات آنها را نادیده می گیرند یا کوچک میشمارند، در حالی که برای دیگران، والدین در ابراز احساسات خود ترسناک یا تهدید کننده هستند. برای گروهی دیگر، این آگاهی زود هنگام شکل می گیرد که والدین دچار استرس زیادی هستند و اگر کودک نیازها یا احساسات خود را ابراز کند، پاسخ مناسبی دریافت نمی کند.
دکتر مولن می گوید: «این کودکان ممکن است به بزرگسالانی تبدیل شوند که از نظر عاطفی دچار خفقان می شوند.» او اضافه می کند: «سرکوب یا اجتناب از ابراز احساسات در نهایت به ترس از شنیدن جواب “نه”، ترس از رها شدن یا ترس از قضاوت منفی تبدیل می شود.»

چرا پنهان کردن احساسات میتواند نتیجه معکوس داشته باشد؟
اگرچه سرکوب احساسات ممکن است در کوتاه مدت ایده خوبی به نظر برسد، اما این کار می تواند به روش های زیر تأثیر منفی بر ما بگذارد:
۱. فشار بر سلامت روان
نادیده گرفتن مزمن احساسات خود می تواند در نهایت به اعتماد به نفس ما آسیب بزند. با گذشت زمان، ممکن است احساس کنیم که کسی به نیازها یا خواسته های ما اهمیت نمی دهد و نظر یا صدای ما ارزشی ندارد.
این کار همچنین می تواند باعث ایجاد استرس، افسردگی یا اضطراب شود. این احساسات حتی وقتی که بیان نمی شوند، در درون ما باقی می مانند و رشد می کنند. در برخی موارد، ممکن است احساس خشم شدید یا نفرت عمیق پیدا کنیم و نسبت به دیگران حس دلخوری و کینه ایجاد کنیم.
۲. تأثیر منفی بر سلامت جسمانی
دکتر مولن میگوید: «برخی شواهد نشان می دهند که سرکوب احساسات میتواند به استرس فیزیکی بر بدن منجر شود.» استرس ناشی از این کار میتواند خطر ابتلا به دیابت و بیماری های قلبی را افزایش دهد. دیگر اثرات ممکن شامل مشکلات حافظه است.
سرکوب احساسات میتواند نوعی استرس مزمن ایجاد کند. وقتی ذهن و بدن شما برای مدت طولانی در معرض این نوع استرس قرار می گیرند، ممکن است با تأثیرات قابل توجهی بر سلامت خود مواجه شوید، مانند درد عضلانی، کاهش ایمنی بدن، مشکلات گوارشی، و بیماریهای قلبی عروقی.

۳. اختلال در روابط اجتماعی
روابط اجتماعی سالم برای بهزیستی کلی ما حیاتی هستند. به هر حال، ما در ذات خود موجوداتی اجتماعی هستیم. وقتی احساسات خود را بهدرستی بیان نمیکنیم، روابط ما نمیتوانند به شکلی معنادار رشد کنند.
شری فوس، مشاور خانواده، می گوید: «ارتباط انسان با انسان می تواند به تعادل سیستم عصبی ما کمک کند و دیدگاه گسترده تری را در اختیارمان قرار دهد و این امر از گرفتار شدن در چرخه های ترس و باورهای نادرست جلوگیری می کند.»
تحقیقات نشان داده است افرادی که احساسات خود را سرکوب می کنند، بیشتر احتمال دارد از روابط نزدیک دوری کنند. همچنین این افراد رضایت کمتری از زندگی دارند و بیشتر در معرض تجربه علائم افسردگی هستند.
علائم سرکوب احساسات
در حالی که در برخی موارد ما به طور آگاهانه احساسات خود را سرکوب می کنیم، معمولاً این کار را بدون اینکه متوجه شویم، انجام می دهیم. برخی از نشانه هایی که نشان می دهد شما احساسات خود را بهطور کامل ابراز نمی کنید عبارتند از:
- به نظر می رسد دیگران شما را “درک نمی کنند.”
- از زمان هایی که با دیگران می گذرانید، آنطور که باید، بهرهبرداری نمی کنید.
- اغلب علائم جسمی مانند دل درد یا مشکلات گوارشی، سردرد، تپش قلب و تنش را تجربه میکنید.
- خشم و ناراحتی فزاینده ای نسبت به دنیا و دیگران دارید.
- احساس دلخوری و کینه نسبت به دیگران پیدا می کنید.
اگر فکر میکنید که فرد دیگری احساسات خود را سرکوب می کند، نشانههایی وجود دارد که میتوانید به آنها توجه کنید.

شری فوس می گوید: «نشانه هایی که نشان می دهند فردی احساسات خود را سرکوب می کند، می تواند در انتخاب کلمات، لحن صدا و زبان بدن مشخص شود. برخی افراد ممکن است بهطور ناخودآگاه بدن خود را به درون جمع کنند، دستان خود را فشار دهند، انگشتان یا پاهای خود را بتکانند، چشمانشان را سریع بچرخانند یا سرشان را تکان دهند.»
او اضافه می کند: «واکنش آنها به سوالی ساده مانند ‘در مورد خودت بگو’ میتواند از یک پاسخ ساده مانند ‘نمی دانم’ تا تلاش برای تغییر موضوع، بستن مکالمه یا حتی ترک اتاق متفاوت باشد.»
چگونه بهتر احساسات خود را ابراز کنیم
ابراز احساسات همیشه به طور طبیعی برای ما پیش نمی آید. بلکه این چیزی است که نیاز به تمرین و تعهد به احترام به خود دارد. با گذشت زمان، می توانیم مهارت های لازم برای پردازش و ابراز احساسات خود را توسعه دهیم.
این ممکن است ساده به نظر برسد، اما نیاز به تمرین دارد. از کارهای کوچک شروع کنید و ابتدا بر روی احساسات مثبت تمرکز کنید و با گذشت زمان این توانایی را تقویت خواهید کرد.
این ممکن است به معنای گفتن جملاتی مانند:
- “وقتی دیشب شام پختی، احساس کردم خیلی دوست داشته شدم.”
- “امیدوارم که شنبه در پروژه به من کمک کنی.”
- “میخواهم مطمئن شوم که منظورم را درک میکنی.”
- “وقتی کارهایی مثل این را با هم انجام می دهیم، احساس شادی می کنم.”

از اینجا به بعد، میتوانید به ابراز احساسات خنثی یا ناراحتی پرداخته و پیشرفت کنید. برخی از مثال ها می تواند شامل این جملات باشد:
- “گاهی احساس می کنم که صدای من را نمی شنوی.”
- “خیلی ناراحتم که شنبه به من کمک نمی کنی.”
- “وقتی …. را فراموش کردی، ناراحت شدم.”
- “از اینکه دوباره باید این موضوع را مطرح کنم، ناراحتم.”
مهارتهای تنظیم احساسات
تقویت مهارت های تنظیم احساسات می تواند به شما کمک کند تا در مدیریت و ابراز احساسات خود بهتر عمل کنید. دیگر استراتژی هایی که می توانند شما را به احساساتتان وصل کرده و به شما در ابراز مؤثر آن ها کمک کنند عبارتند از:
- ذهن آگاهی (Mindfulness): این به معنای تمرکز بر آنچه که احساس می کنید بدون قضاوت است.
- بازنگری شناختی (Cognitive reframing): این روش شامل تغییر نحوه تفکر شما درباره یک موقعیت است.
- پذیرش (Acceptance): پذیرفتن آنچه که احساس می کنید بدون تلاش برای انکار یا رد آن.
- استراتژیهای مقابلهای سالم: به جای پنهان کردن احساسات خود یا واکنش های ناسالم، انجام فعالیت هایی مانند ورزش، صحبت با یک دوست، نوشتن در دفترچه یادداشت یا گوش دادن به موسیقی می تواند مفید باشد.
منبع:
https://www.verywellmind.com/the-dangers-of-bottling-up-our-emotions-5207825




