روانشناسی کودک و نوجوان

تأثیر سندرم بیگانگی والدین بر فرزندان و خانواده ها و ۱۰ نشانه

سندرم بیگانگی والدین (PAS) اصطلاحی است که ممکن است با آن آشنا نباشید، اما ممکن است آن را تجربه کرده باشید. این موضوع گاهی در خانواده‌هایی که با چالش‌هایی مانند طلاق یا جدایی روبه‌رو هستند، اتفاق می‌افتد.
این عبارت برای اولین بار توسط دکتر ریچارد آ. گاردنر در سال ۱۹۸۵ استفاده شد. او سعی داشت توضیح دهد که چه اتفاقی می‌افتد زمانی که یک کودک یا کودکان در یک خانواده به شدت یکی از والدین را به دیگری ترجیح می‌دهند، به‌ویژه زمانی که والدین با هم رابطه خوبی ندارند.
این سندرم فقط درباره این نیست که کودکان یکی از والدین را کمی بیشتر دوست داشته باشند؛ بلکه در مورد این است که کودکان شروع به دوری یا حتی رد کردن یکی از والدین بدون دلیل موجهی می‌کنند.

 سندرم بیگانگی والدین

این همیشه غیرعمد نیست

گاری تاکر، روان‌درمانگر دارای مجوز و رئیس بخش بالینی مرکز بهداشت روان دامور، توضیح می‌دهد که در بیگانگی والدین، یکی از والدین سعی می‌کند کودک را به رد کردن والد دیگر سوق دهد.
این کار می‌تواند از طریق روش‌های مختلفی انجام شود، مانند گفتن به کودک که والد دیگر از نفرت دارد یا او را مورد آزار جسمی قرار داده است. همچنین می‌تواند به شکل منتقل کردن تقصیر و تنبیه کودکان به خاطر تمایل به برقراری رابطه با والد دیگر خود بروز کند.
برخی از کارشناسان با استفاده از واژه “سندرم” برای توصیف این پدیده مخالف هستند و پزشکان و درمانگران در مورد استفاده از آن برای دهه‌ها بحث کرده‌اند. اما فرقی نمی‌کند که آن را چه بنامید؛ سندرم بیگانگی والدین یک مشکل واقعی و جدی است که بسیاری از خانواده‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد.

جنجال پیرامون سندرم بیگانگی والدین

در حالی که سندرم بیگانگی والدین برای دهه‌ها مورد مطالعه و بحث قرار گرفته است، اما هنوز هم منبعی برای مناقشه میان کارشناسان در این زمینه است. یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف، این است که آیا باید آن را به عنوان یک “سندرم” طبقه‌بندی کرد یا نه.
در اصطلاح پزشکی، یک سندرم مجموعه‌ای از علائم است که به‌طور مداوم با هم رخ می‌دهند. منتقدان استدلال می‌کنند که سندرم بیگانگی والدین این معیار را ندارد زیرا می‌تواند در هر خانواده و کودک به‌طور متفاوتی بروز کند.
بخش دیگری از مناقشه، پتانسیل سوءاستفاده از این مفهوم در طول بحث های قانونی است. منتقدان نگران هستند که این اصطلاح ممکن است به‌طور ناعادلانه‌ای برای بی‌اعتبار کردن یکی از والدین استفاده شود و بر تصمیمات دادگاه به نفع والد دیگر تأثیر بگذارد. این موضوع به ایجاد برخی تردیدها و احتیاط‌ها در پذیرش سندرم بیگانگی والدین به عنوان یک استدلال قانونی معتبر منجر شده است.
با وجود این جنجال‌ها، توافق گسترده‌ای وجود دارد که این پدیده—هر نامی که بر آن گذاشته شود—وجود دارد و می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر خانواده‌ها و کودکان بگذارد.

 سندرم بیگانگی والدین

نشانه‌های بیگانگی والدین چیست؟

نشانه‌های بیگانگی والدین می‌تواند از خانواده‌ای به خانواده دیگر متفاوت باشد و ممکن است به طور پنهان یا واضح بروز کند. در اینجا چند نشانه رایج آورده شده که ممکن است نشان‌دهنده وقوع بیگانگی والدین باشد:

۱. گفتار منفی:

کودک به طور مداوم درباره والد بیگانه صحبت‌های منفی می‌کند و اغلب عبارات یا انتقاداتی را که از والد مورد پسند شنیده، تکرار می‌کند.

۲. عدم احساس گناه:

کودک هیچ نشانه‌ای از پشیمانی یا نگرانی درباره رفتار نامناسب خود نسبت به والد بیگانه نشان نمی‌دهد.

۳. اتهامات بی‌اساس:

کودک شکایت‌های اغراق‌آمیز یا بی‌اساسی علیه والد بیگانه مطرح می‌کند.

۴. ایده‌آلیزه کردن والد مورد پسند:

کودک والد مورد پسند را به عنوان یک فرد بی‌نقص در نظر می‌گیرد و هیچ نقصی در او نمی‌بیند، که اغلب در تضاد شدید با دیدگاه او نسبت به والد بیگانه است.

 سندرم بیگانگی والدین

۵. کناره‌گیری و فاصله:

کودک به لحاظ عاطفی از والد بیگانه دور می‌شود و نسبت به او بی‌احساس یا حتی خصمانه می‌گردد.

۶. مقاومت در برابر ملاقات‌ها:

کودک به شدت در برابر صرف زمان با والد بیگانه مقاومت می‌کند و اغلب بهانه‌هایی برای اجتناب از ملاقات‌ها می‌آورد.

۷. رد خانواده های دیگر:

کودک احساسات و رفتارهای منفی خود را به اعضای خانواده‌ای که با والد بیگانه مرتبط هستند، مانند پدربزرگ و مادربزرگ، دایی‌ها و عمه‌ها، گسترش می‌دهد.

۸. خاطره‌گزینی انتخابی:

کودک ممکن است ادعا کند که هیچ تجربه یا احساسی مثبت مرتبط با والد بیگانه را به خاطر نمی‌آورد و تنها بر جنبه‌های منفی تمرکز می‌کند.

۹. ترس یا اضطراب:

در برخی موارد، کودک ممکن است هنگام تعامل با والد بیگانه نشانه‌هایی از ترس یا اضطراب نشان دهد، حتی اگر سابقه‌ای از آزار یا بدرفتاری وجود نداشته باشد.

۱۰. حمایت از والد بیگانه کننده:

کودک در اختلافات به شدت به نفع والد مورد پسند جانب‌داری می‌کند و علاقه‌ای به شنیدن دیدگاه والد بیگانه ندارد.

درک این نشانه‌ها برای هر کسی که با یک وضعیت خانوادگی که ممکن است در آن بیگانگی والدین اتفاق بیفتد، درگیر است، بسیار مهم است. این امر اجازه مداخله زودهنگام را می‌دهد که برای کاهش تأثیرات بلندمدت بر کودک و خانواده حیاتی است.

 سندرم بیگانگی والدین

آیا بیگانگی والدین نوعی از خودشیفتگی است؟

بیگانگی والدین و خودشیفتگی متفاوت هستند، اما ممکن است همپوشانی‌هایی نیز داشته باشند. بیگانگی والدین به معنای تلاش یکی از والدین برای دور کردن کودک از والد دیگر است، در حالی که خودشیفتگی یک ویژگی شخصیتی است که با خودمحوری و عدم همدلی مشخص می‌شود.
یک والد خودشیفته ممکن است بیشتر به بیگانگی والدین متوسل شود تا کنترل را حفظ کند یا به دنبال تأیید و اعتبار باشد. با این حال، تمام موارد بیگانگی والدین ریشه در خودشیفتگی ندارند.

مراحل بیگانگی والدین

بیگانگی والدین معمولاً به تدریج و در مراحل مختلف بروز می‌کند. در حالی که تجربه هر خانواده منحصر به فرد است، در اینجا پنج مرحله‌ای که پیشرفت معمول بیگانگی والدین را نشان می‌دهد، آورده شده است:

مراحل بیگانگی والدین

۱. امتناع از تماس با والد بیگانه

در این مرحله، کودک درباره تعارض بین والدین خود دچار سردرگمی است. او ممکن است نظرات منفی از والد مورد پسند درباره والد دیگر بشنود که باعث می‌شود احساسات و خاطرات خود را مورد سوال قرار دهد. همچنین ممکن است از والد بیگانه دوری کند یا از تماس با او امتناع کند.

۲. وجود سابقه مثبت با والد

کودک شروع به درونی کردن انتقادات و توصیف‌های منفی از والد بیگانه می‌کند. او به تجربیات خود شک می‌کند و ممکن است بپرسد آیا والد بیگانه به اندازه‌ای که فکر می‌کردند خوب یا دوست‌داشتنی است یا نه، حتی اگر قبلاً رابطه مثبتی با آن والد داشته باشد.

۳. عدم وجود شواهدی از آزار توسط والد بیگانه

در این مرحله، کودک شروع به نزدیک‌تر شدن به والد مورد پسند می‌کند. او ممکن است نظرات و توجیهات والد مورد پسند برای بیگانگی، مانند آزار یا غفلت، را بپذیرد. با این حال، معمولاً هیچ مدرکی از آزار یا غفلت توسط والد بیگانه قبل از شروع تعارض وجود ندارد.

 سندرم بیگانگی والدین

۴. رفتارهای بیگانگی از سوی والد مورد پسند

در این مرحله، کودک تقریباً هیچ ارتباط عاطفی با والد بیگانه ندارد. او ممکن است از هر نوع تماسی امتناع کند و حتی خصمانه شود. دیدگاه‌های کودک اکنون به طور قاطع با والد مورد پسند هم‌راستا شده است، که از استراتژی‌های بیگانگی برای قطع بیشتر ارتباط کودک با والد بیگانه استفاده می‌کند.

۵. بروز نشانه‌های بیگانگی والدین در کودک

در این مرحله نهایی، کودک هیچ پیوند عاطفی یا روانی با والد بیگانه ندارد. او ممکن است هر نوع ارتباط یا تماس را رد کند و ممکن است این رد را به سایر اعضای خانواده مرتبط با والد بیگانه نیز گسترش دهد.

تأثیر بر کودکان و خانواده‌ها

تأثیرات بیگانگی والدین فراتر از تنش‌های فوری میان کودک و والد بیگانه است. این پدیده دارای اثرات متعددی است که بر سلامت عاطفی و روانی تمام اعضای خانواده تأثیر می‌گذارد.

الف) تاثیر بر کودکان:

۱. بی‌ثباتی عاطفی:

کودکانی که تحت تأثیر بیگانگی والدین قرار دارند، غالباً مشکلات عاطفی مانند اضطراب، افسردگی و اعتماد به نفس پایین را نشان می‌دهند.

۲. اختلال در روابط:

یادگیری بیگانگی از یک فرد محبوب می‌تواند توانایی کودک را برای ایجاد روابط سالم آسیب بزند، نه تنها با والد بیگانه، بلکه همچنین در روابط آینده‌اش.

۳. کاهش عملکرد تحصیلی:

آشفتگی عاطفی معمولاً باعث افت عملکرد تحصیلی می‌شود، زیرا کودک در تمرکز بر تحصیلاتش با مشکل مواجه می‌شود.

۴. اثرات روانی بلندمدت:

تروما بیگانگی می‌تواند به مشکلات روانی طولانی‌مدت منجر شود که نیاز به درمان و گاهی اوقات دارو دارند. تأثیر روانی بیگانگی والدین بر کودک می‌تواند عمیق باشد. او ممکن است به دلیل از دست دادن رابطه با یکی از والدین که هنوز او را دوست دارد، دچار سردرگمی، غم و تنهایی شود. گاری تاکر می‌گوید این اندوه ممکن است با شواهد ناکافی برای رد دروغ‌هایی که والد دیگر گفته و همچنین عدم قطعیت درباره اینکه آیا و کی بیگانگی به پایان خواهد رسید، تشدید شود.

 سندرم بیگانگی والدین

ب) تأثیر بر خانواده‌ها

۱. پیوندهای شکسته:

خانواده‌هایی که از بیگانگی والدین رنج می‌برند، معمولاً پیوندهای شکسته‌ای دارند که به پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها، دایی‌ها، عمه‌ها و پسرعموها و دخترعموها نیز گسترش می‌یابد. دورهمی‌ها و تعطیلات خانوادگی ممکن است به جای شادی، منابع استرس شوند.

۲. چالش‌های قانونی:

والد مورد پسند ممکن است از بیگانگی کودک به عنوان استراتژی در نبردهای حضانت استفاده کند، که جنبه قانونی جدایی یا طلاق را پیچیده‌تر می‌کند.

۳. فشار مالی:

روندهای قانونی به همراه هزینه‌های درمان و مشاوره برای کودک می‌تواند منجر به فشار مالی قابل توجهی برای خانواده شود.

۴. اضطراب والدین:

والد بیگانه‌شده با استرس عاطفی و روانی شدیدی مواجه است و غالباً احساس ناامیدی و خستگی می‌کند زیرا رابطه‌اش با کودک خود را از دست داده است.

تمام این تأثیرات می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر دینامیک خانواده داشته باشد. این موضوع می‌تواند روابط بین خواهر و برادرها را تحت فشار قرار دهد، زیرا آن‌ها مجبورند در یک وضعیت عاطفی شدید جانب‌داری کنند.
به گفته تاکر، برخی خانواده‌ها ممکن است در نتیجه این فرآیند دچار تفرقه شوند، به طوری که یک طرف از والد بیگانه کننده حمایت کند و طرف دیگر تلاش کند کودک را از آسیب بیشتر محافظت کند. با توجه به اینکه افراد چگونه با این وضعیت برخورد می‌کنند، این مسئله می‌تواند به درد و رنج مادام‌العمر بین اعضای خانواده منجر شود.

 سندرم بیگانگی والدین

دیدگاه‌های قانونی درباره سندرم بیگانگی والدین

بیگانگی والدین یک مسئله کلیدی در پرونده‌های حضانت و طلاق است. اگرچه این اصطلاح به‌عنوان یک واژه قانونی رسمی به‌طور جهانی شناخته نمی‌شود، اما تأثیر آن به‌طور فزاینده‌ای شناخته می‌شود و اغلب در دادگاه‌ها مورد بحث قرار می‌گیرد.
در جریان حضانت، والد بیگانه‌شده ممکن است بیگانگی والدین را به‌عنوان مدرکی برای نشان دادن تأثیر منفی والد دیگر بر کودک ارائه کند. با این حال، دادگاه‌ها معمولاً باید هنگام بررسی پرونده‌های بیگانگی والدین احتیاط کنند، زیرا همیشه خطر ادعاهای کاذب وجود دارد.
یک والد ممکن است، به‌طور نظری، از بیگانگی والدین به‌عنوان یک حرکت تاکتیکی برای به‌دست آوردن حضانت استفاده کند. شهادت کارشناسان در این گونه موارد معمولاً نقشی اساسی ایفا می‌کند. درمانگران خانواده، روان‌شناسان و سایر متخصصان ممکن است برای ارائه دیدگاه‌های خود در مورد دینامیک خانواده فراخوانده شوند. نظرات آن‌ها به دادگاه کمک می‌کند تا تصمیمی آگاهانه درباره حقوق حضانت و ملاقات اتخاذ کند.

علاوه بر این، ممکن است برای والدی که به‌عنوان عامل بیگانگی شناخته می‌شود، عواقب قانونی وجود داشته باشد. این عواقب می‌تواند از دست دادن حضانت تا مواجهه با محدودیت‌هایی در حقوق ملاقات را شامل شود.
همچنین مهم است که به این نکته توجه کنیم که قوانین و مواضع دادگاه‌ها در مورد بیگانگی والدین می‌تواند به طور قابل توجهی از یک حوزه قضایی به حوزه دیگر متفاوت باشد. آنچه در یک ایالت ممکن است یک مورد قانع‌کننده از بیگانگی والدین باشد، ممکن است در ایالت دیگر به این شکل نباشد.

 سندرم بیگانگی والدین

دیدگاه‌های روان‌شناختی درباره سندرم بیگانگی والدین

سندرم بیگانگی والدین (PAS) در حال حاضر در طبقه‌بندی‌های پزشکی معتبر مانند راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) یا طبقه‌بندی بین‌المللی بیماری‌ها (ICD) به‌عنوان یک اصطلاح تشخیصی شناخته نمی‌شود.
در حالی که PAS به‌عنوان یک اصطلاح تشخیصی در دستورالعمل‌های روان‌پزشکی بزرگ مانند DSM-5 شناخته نمی‌شود، بیگانگی والدین به‌عنوان یک پدیده روان‌شناختی به رسمیت شناخته شده است،
علائمی مانند اضطراب، افسردگی و مشکلات وابستگی در بیگانگی والدین رایج هستند و می‌توانند به مشکلات روانی بلندمدت منجر شوند.
روش‌های درمانی مختلفی در حال آزمایش هستند، از درمان خانواده گرفته تا مشاوره فردی برای کودک متاثر. درمان شناختی-رفتاری (CBT) و درمان سیستم‌های خانوادگی از دو شکل محبوب درمانی هستند که برای کمک به سندرم بیگانگی والدین استفاده می‌شوند.

 

مداخلات و منابع حمایتی برای سندرم بیگانگی والدین

در حالی که هیچ راه‌حل واحدی برای همه شرایط وجود ندارد، مداخلات و منابع حمایتی مختلفی برای کمک به بیگانگی والدین در دسترس است.

۱. درمان خانواده

یک برنامه جامع درمان خانواده می‌تواند به شکستن موانع بیگانگی کمک کند. یک درمانگر آموزش‌دیده می‌تواند خانواده را به سمت ارتباطات و راه‌حل‌های سالم‌تر هدایت کند و فضایی بی‌طرف فراهم کند تا اعضای خانواده بتوانند مسائل خود را مطرح کنند.

۲.مشاوره فردی

مشاوره فردی می‌تواند به عنوان یک پناهگاه برای کودکانی که تحت تأثیر بیگانگی قرار دارند عمل کند و به آن‌ها کمک کند تا احساسات خود را بیان کنند و استراتژی‌های مقابله‌ای را با درمانگر خود توسعه دهند. همچنین برای والدینی که احساس قطع ارتباط با فرزندان خود می‌کنند، جستجوی درمان اهمیت دارد.
درمان می‌تواند فضایی امن برای حمایت عاطفی و راهنمایی‌های عملی در مورد بازسازی رابطه والد و فرزند فراهم کند.

 سندرم بیگانگی والدین

۳. برنامه‌های تربیتی

دوره‌های تخصصی برای بهبود ارتباطات و حل تعارضات بین والدین می‌توانند مفید باشند، به‌ویژه زمانی که والدین جدا یا طلاق گرفته‌اند.

۴. میانجی‌گری قانونی

در برخی موارد، پیچیدگی‌های حقوق حضانت و ملاقات می‌تواند از طریق میانجی‌گری قانونی ساده‌تر شود، جایی که یک میانجی بی‌طرف می‌تواند والدین را به سمت توافق‌های مفید برای هر دو هدایت کند.

۵. گروه‌های حمایت آنلاین

جامعه‌های آنلاین مانند “سازمان آگاهی از بیگانگی والدین” (PAAO) وجود دارند که در آن افراد می‌توانند تجربیات، چالش‌ها و مشاوره‌های خود را به اشتراک بگذارند. این جوامع حمایت عاطفی را فراهم می‌کنند و می‌توانند منبع ارزشمندی برای یافتن استراتژی‌های مقابله‌ای باشند.

۶. مشاوره با کارشناسان

اگر مشکوک هستید که با بیگانگی والدین مواجه هستید، جستجوی مشاوره از متخصصان با تجربه در زمینه تعارضات خانوادگی می‌تواند مفید باشد. بیگانگی والدین موضوعی است که تنها بر خانواده‌های نزدیک تأثیر نمی‌گذارد، بلکه بر جامعه به‌طور کلی نیز اثر دارد. مداخله زودهنگام برای مدیریت مؤثر این سندرم حیاتی است، هرچند که این موضوع هنوز در دایره‌های روان‌شناختی و قانونی مورد مناقشه است.

منبع:

https://www.verywellmind.com/parental-alienation-syndrome-7965936

آیسان خیابانی

من آیسان، دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه تبریز، دانش آموخته انجمن روانشناسی تربیتی ایران و موسسه ویلیام گلاسر.در حال حاضر در حوزه روانشناسی کودک و نوجوان فعالیت می کنم.ممنون که این سایت رو برای افزایش اطلاعات و آگاهیتون انتخاب کردین ツ ♡

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا